سید کمیل باقرزاده

روز قدس سال گذشته را هیچگاه فراموش نخواهم کرد. به همراه همسرم و سیدعلی از خانه مان در ضاحیه به سمت مجمّع سیدالشهداء حرکت کردیم. هنگامی که وارد سالن شدیم، جوانان و نوجوانان حزب الله مشغول رژه مخصوص روز قدس بودند. رژه که تمام شد، همه ی چشمها به پرده بزرگ بالای جایگاه بود تا مثل همیشه به دلیل مسائل امنیتی و حفاظتی، سید از طریق ویدئوکنفرانس برای مردم سخن بگوید. همه روی صندلیها نشسته بودند و منتظر آغاز سخنرانی بودند. اما ناگهان..! ناگهان در مقابل دیدگان حیرت زده مردم، سید به روی سِن آمد! جمعیت از شدت هیجان منفجر شد! همه برخاستند، اما انگار ایستادن و فریاد خوشحالی سردادن هم نتوانسته بود از شدت هیجان مردم بکاهد! این بود که هجوم جمعیت به سمت جایگاه برای نزدیک شدن به سید آغاز شد! آنهایی هم که عقب تر بودند برای اینکه بتوانند سید را ببینند، روی صندلیهایشان ایستاده بودند.

سید بعد از اینکه به ابراز احساسات مردم پاسخ داد، پشت تریبون قرار گرفت و سخنان 37 دقیقه ای خود را آغاز کرد. تحولات اخیر منطقه، خصوصاً عملیاتهای مستقیم حزب الله در سوریه، بمبگذاریهای تکفیریها در ضاحیه، اخبار حمایت حماس از تکفیریها، و شایعات اختلاف گروههای مقاومت فلسطینی با حزب الله، سبب شده بود که همه منتظر باشند تا ببینند آیا در سخنان دبیر کل حزب الله لبنان نشانی از تغییر راهبرد و استراتژی در خصوص فلسطین و حمایت از گروههای مقاومت فلسطینی به چشم میخورد یا نه. اما سید محکمتر از همیشه بر راهبرد حمایت از مقاومت در فلسطین تأکید کرد و گفت:
«ما در کنار فلسطین و ملت آن خواهیم ماند و به رابطه ی مستحکم و گرم با همه ی گروه‌ها و نیروهای فلسطینی بسیار علاقه مند هستیم. گرچه شاید در بعضی مسائل و موضوعات مرتبط با خود فلسطین، سوریه و منطقه با آن‌ها اختلاف داشته باشیم. ولی ما از منادیان توافق بر سر نقاط اشتراک هستیم. چه رسد به این که این نقطه ی اشتراک فلسطین و شعار هم «القدس تجمّعنا» باشد. قدس باید ما را گرد هم بیاورد و پایبندی به فلسطین، قضیه ی فلسطین و ملت آن باید از هرگونه اختلاف فکری، عقیدتی، دینی، مذهبی، فقهی، سیاسی، ملی گرایانه یا مسائل دیگری که بر سر آن‌ها اختلاف داریم، برکنار باشد.»

اما این همه ماجرا نبود. اوج سخن، در دقایق پایانی آن نهفته بود. آنجا که سید برای اولین بار اعلام کرد میخواهد برخلاف همیشه که بعنوان یک مسلمان یا یک لبنانی یا یک عرب سخن میگفت، این بار به عنوان یک “شیعه” حرف بزند! گوشها تیز شده بود تا بشنوند حرف سید چیست که اینگونه تأکید میکند که میخواهد فرقه گرایانه اعلام موضع کند:
برادران و خواهران، من همیشه به عنوان یک مسلمان، لبنانی، عرب یا… صحبت می‌کنم. اما به بنده اجازه دهید این بار به عنوان یک “شیعه” صحبت کنم. بنده می‌دانم این روزها تحریک مذهبی زیاد است. هدف کسانی که پشت همه ی این تحرکات هستند این است که ما شیعیان، قدس و ملت فلسطین را فراموش کنیم. بلکه بیش از این: دشمن میخواهد ما از هر چه فلسطین و فلسطینی است بدمان بیاید. آن‌چه امروز روی آن کار می‌شود این است که روزی برسد که شیعیان از معادله ی نبرد عرب و اسرائیل خارج شوند.

اما امروز، در روز قدس، آخرین جمعه ی ماه مبارک رمضان 2013 میلادی اعلام میکنم: ما شیعیان علی بن ابی طالب در جهان، از فلسطین، ملت فلسطین و مقدسات امت در فلسطین دست بر نخواهیم داشت. به ما بگویید رافضی، تروریست، جنایت‌کار… هر چه می‌خواهید بگویید؛ ما را هر جا که یافتید و در همه ی جبهه ها و بر در هر حسینیه و مسجد بکُشید؛ اما بدانید ما شیعیان علی بن ابی طالب فلسطین را تنها نخواهیم گذاشت. ما در این راه هزاران شهید، بلکه بهترین شهیدان از سید عباس تا شیخ راغب و حاج عماد را تقدیم کرده‌ایم. در این راه پاره‌های جگرمان و عزیزانمان به شهادت رسیده‌اند.

پس روز قدس را با این سخن خطاب به همه ی جهان به پایان می‌برم: ما در حزب الله، این حزب اسلام‌گرای شیعه ی امامیِ اثنی عشری از فلسطین، قدس، ملت فلسطین و مقدسات این امت در فلسطین دست بر نخواهیم داشت



تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد1393 | 3:10 | نویسنده : خادم الشهدا |



تاريخ : دوشنبه 23 تیر1393 | 22:41 | نویسنده : خادم الشهدا |

گاهی اگر دعایت مستجاب نشد، برو و گوشه ای بنشین...
زانوهایت را بغل بگیر و یک دل سیر گریه کن...
شاید لازم باشید میان گریه هایت بگویی«اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا»
خدایا! ببخش آن گناهانیم را که دعایم را حبس کرده است...



تاريخ : پنجشنبه 19 تیر1393 | 18:33 | نویسنده : خادم الشهدا |

تیرماه بود که عملیات رمضان شروع شد
درست توی ماه مبارک رمضان
گرمای بالای ۵۰ درجه آدم رو کلافه می کرد
حالا حساب کنین روزه باشی و تو این گرما بخوای بجنگی
اونقدر آفتاب داغ می شد که اسلحه ها دستامون رو می سوزوند
تازه سختی زمانی شروع شد که عملیات لو رفت و بچه ها محاصره شدند
خیلی ها مظلومانه به شهادت رسیدند…

… بعد از عملیات یه عده رفتند تا مجروح های شب قبل رو بیاورند
وقتی برگشتند ، با گریه گفتند: همه ی بچه ها شهید شدند
بهشون گفتم: تیر خلاص زدند بهشون؟

گفتند: نه! از تشنگی جان دادند…


برچسب‌ها: عملیات رمضان

تاريخ : یکشنبه 15 تیر1393 | 19:23 | نویسنده : خادم الشهدا |
تاريخ : یکشنبه 15 تیر1393 | 0:8 | نویسنده : خادم الشهدا |

ضمن آرزوی قبولی طاعات وعبادات  مخاطبان محترم ستاره های خاکی، از دوستان تقاضا داریم در صورتی که در آخرین برنامه ستاره های خاکی که در تاریخ ۳۰خرداد برگزار گردید حضور داشتید مساعدت فرموده وانتقادات وپیشنهادات خود را جهت بهبود کیفیت برنامه در قسمت نظرات درج فرمایید.

بی شک همفکری شما دوستان  کمک بزرگی برای خادمان شهدا واشاعه فرهنگ شهادت در جامعه خواهد بود .



تاريخ : جمعه 13 تیر1393 | 20:39 | نویسنده : خادم الشهدا |

با آغاز هزاره ی دوم میلادی روند ساخت فیلم های آخرالزمانی در هالیوود سرعت چشمگیری به خود گرفته است.
بسیاری پیروزی انقلابی مبتنی بر دین در ایران را آغازگر این جریان در سینمای غرب به ویژه هالیوود می دانند.
فیلم «مردی که آینده را دید»، اولین عکس العمل هالیوود در برابر تهاجم ایدئولوژیک انقلاب اسلامی به مکاتب مادی گرایانه ی بشر محور بود.
تصویری نادرست از ایران، اسلام و شیعه از ویژگی های این فیلم ها به صورت محسوس یا نامحسوس بوده است. با گذشت زمان این موضوع شکل واضح تری پیدا کرده است. در این بین هراساندن مردم غرب از ظهور منجی شیعیان، اصلی ترین رکن این فیلم های آخرالزمانی را به صورت پیدا و پنهان تشکیل می دهد.
به نظر می رسد با توجه به این روند در سال های آینده شاهد فیلم های صریح تری در این زمینه خواهیم بود.
با توجه به این موضوع، این مستند ضمن بررسی این جریان رسانه ای آخرالزمانی،
سعی در معرفی امام مهدی عجل الله تعالی امام دوازدهم مسلمانان شیعه نموده است.
 

کیفیت مستند: عالی
زمان مستند: 30 دقیقه


زمان انتشار مستند: 13 ژوئن سال 2014 میلادی
مطالبق با نیمه ی شعبان سال 1435 هجری قمری


کانال آپارات لوجند فیلم
http://www.aparat.com/LOOGEND


کاری از: علی رضایی
مشاور و گوینده ی متن: مجید املشی
پوستر: محمد علی عباسی
مترجمان: Sadegh313
Justice Bringer


برچسب‌ها: اندیشکده ی گل و گلاب لاله جین, دانلود مستند دوازدهمین امام

تاريخ : جمعه 13 تیر1393 | 15:35 | نویسنده : خادم الشهدا |
تاريخ : جمعه 13 تیر1393 | 15:31 | نویسنده : خادم الشهدا |

به گزارش باشگاه خبرنگاران قسم ناحیه شهید مطهری، فرمانده لشگر محمد رسول الله (ص) در بازگشت از سوریه با خبرنگار مجله پیام انقلاب دیدگاه خود در مورد مقابله با اسرائیل را اینگونه بیان کرد : "بیشترین اتکای اسرائیل به نیروی هوایی اوست و از نظر مانور زمینی به تانک هایش. طبیعی است که ما به روش مقابله با تانک ها، مخصوصا در مناطق کوهستانی خیلی واردیم ( اصولا اسرائیل تا به حال نیرویی که در مقابلش مقاومت کند ندیده است) از طرف دیگر ، آنها با یورش سریع در دل مردم و اهالی مناطق ایجاد رعب و وحشت می کنند. بیشترین کاری که اسرائیل کرده همین ایجاد رعب و وحشت و هراسی است که در دل اعراب انداخته است. بر همین اساس ما در آنجا باید در دو جبهه بجنگیم؛ اول با این وحشتی که در دل مردم ایجاد کرده مقابله کنیم و در جبهه دوم جنگ با خود اسرائیلی هاست. به اعتقاد من، جنگ با اسرائیل بی نهایت راحت تر از جنگ با عراق است."

گزیده ای از مصاحبه حاج احمد متوسلیان فرمانده لشگر محمد رسول الله (ص) در بازگشت از سوریه با مجله پیام انقلاب.  (1361)


برچسب‌ها: حاج احمد متوسلیان

تاريخ : پنجشنبه 12 تیر1393 | 14:46 | نویسنده : خادم الشهدا |
تاريخ : پنجشنبه 12 تیر1393 | 0:42 | نویسنده : خادم الشهدا |
تاريخ : چهارشنبه 11 تیر1393 | 0:46 | نویسنده : خادم الشهدا |

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم 
گفتی: فانی قریب 
     .:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد! 
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی 
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه 
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده 
     .:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم 
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟  
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟ 
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
    .:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم!  ...  توبه می‌كنم 
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
    .:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك      
گفتی: الیس الله بكاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟ 
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)



تاريخ : سه شنبه 10 تیر1393 | 12:32 | نویسنده : خادم الشهدا |
دانلود نشریه ی پر طرفدار  1+1 با کیفیت مناسب برای نصب در مساجد و مراکز فرهنگی با موضوعاتی همچون نیاز آمریکا به یکی از افسران ارشد سپاه
و درخواست علی مطهری از رهبری درباره ی سران قتنه
و.............
 
 

برچسب‌ها: وبلاگ ستاره های خاکی لاله جین, دانلود نشریه ی 1, 1 شماره ی 12

تاريخ : دوشنبه 9 تیر1393 | 23:59 | نویسنده : خادم الشهدا |
تاريخ : یکشنبه 8 تیر1393 | 19:25 | نویسنده : خادم الشهدا |
بعضی‌ها می‌آیند و به این【 سفره 】نگاه نمی‌کنند و از وسط این سفره و اشیاء آن عبور می‌کنند و می‌روند و هیچی هم گیرشان نمی‌آید؛
بعضی‌ها یک چیز مختصری برمی‌دارند؛ یک روزه‌یی می‌گیریم ما؛ یک مختصرکی، یک چیزی؛
اما بعضی‌ها نه، حسابی می‌نشینند سر این سفره و از 【رحمت الهی کیسه‌ی خودشان را پر می‌کنند】؛ عزت می‌خواهند، دنیا می‌خواهند، آخرت می‌خواهند؛ رفع گرفتاری می‌خواهند، گشایش در زندگی می‌خواهند، استغنای طبع می‌خواهند، صفات و خلق حسنه می‌خواهند؛ هرچه می‌خواهند، برای خودشان و برای دیگران برمی‌دارند....
 
افسران -
 
منبع:افسران جنگ نرم

برچسب‌ها: ستاره های خاکی لاله جین, ماه رمضان

تاريخ : یکشنبه 8 تیر1393 | 0:42 | نویسنده : خادم الشهدا |
 

 نقش روحانیت شیعه در تاریخ تحولات اسلام همواره یک نقش محوری واساسی بوده وهست.  تقریباً هیچ رویداد مهمی در تاریخ شیعه، به ویژه در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی نمی توان یافت، مگر آنکه روحانیت به خصوص مراجع نقش مهمی در هدایت آن رویداد به سوی صلاح جامعه نداشته باشند.

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان که سالیان نوجوانی و جوانی خویش را در جبهه‌ها گذرانیده است، از نقش روحانیت در دفاع مقدس خاطرات بسیاری دارد که بخشی از این خاطرات در گفتگویی که چندی پیش پایگاه 598 با ایشان صورت داده است بیان شده که در ادامه می آید:

من برای اولین بار بعد از فتح المبین در جبهه‌های شوش دانیال حاضر شدم و در سنگرهای پدافندی همراه رفقای دیگر بودم. رفقا زیاد نبودند؛ چون در دوره راهنمایی یک مقدار درس خوانده بودم، بچه‌ها ما را بردند و موظف کردند که برای سنگر‌هایِ چند نفره، نماز جماعت بخوانم. بنده خود به خود در معرض اصطلاح رزمی ـ تبلیغی که بعدها باب شد، قرار گرفتم.

سال‌های اول بیشتر رزمی شرکت می‌کردم؛ ولی از سال سوم به عنوان طلبه حضور پیدا کردم. امام جماعت بودم و سخنرانی هم می‌کردم. در بعضی عملیات‌ها هم رزمی بودم. در نهایت، سال‌های آخر بود که مسئولیتی بر عهده بنده قرار گرفت و آن، معاونت فرهنگی لشکر 27 بود. قبل از آن در کار طلبگی که انجام می‌دادم مسئولیت تبلیغ گردان‌ها را هم به عهده داشتم. بنده در یک مقطعی، مسئول تبلیغ گردان حبیب و در یک مقطع زمانی هم مسئولیت عقیدتی ـ سیاسی گردان‌های ارتش و توپخانه ارتش را بر عهده گرفتم که در عملیات والفجر خیلی مؤثر بودند.

روحانیان محترمی در یگان‌های ارتش بودند؛ برای نمونه مسئول ما شهید حجت الاسلام زمانی بود، خیلی جوان نورانی و باصفایی بود. همه دوستان طلبه با ایشان مراوده داشتند و ایشان را تحسین می‌کردند. دوستان طلبه‌ای که در یگان‌های مربوط به اعزام و راهنمایی بودند، از شهادت ایشان به شدت متأثر شدند. نمونه دیگر، شهید میثمی بود که من از نزدیک با ایشان ارتباطی نداشتم؛ اما بعدها که به شهادت رسید خاطرات ایشان را که می‌شنیدم خیلی تحت تأثیر قرار می‌گرفتم. شهید میثمی واقعا به عنوان یک الگو مطرح بود. صحبت‌هایی که از شهید میثمی نقل می‌شد از صفای باطن و روحیه فوق العاده بالا و عشق به مجاهدت فی سبیل الله خبری داد. ایشان واقعا برای ما که تازه طلبه شده بودیم، خیلی درس‌آموز بود. ایشان روحانی گردان تخریب بود و چون سابقه بیشتری با بچه‌های تخریب داشتم آثار و برکات ایشان در گردان تخریب به من می‌رسید. شب عملیات کربلای پنج، گردان تخریب به گردان ما آمدند و همراه بچه‌های گردان ما عمل کردند و به شهادت رسیدند.

شهید صادقی قبل از این‌که به جبهه اعزام شود یک شب به بنده فرمود: شهیدی را در خواب دیده‌ام که قبل از شهادتش از او عهد گرفته بودم اگر به شهادت رسید باید به خوابم بیاید و سؤالی دارم که باید پاسخ بدهد. او به بنده می‌فرمود: من دیشب آن شهید را در خواب دیدم و آن سؤال به خاطرم آمد و از او پرسیدم. سؤال آقای صادقی از آن شهید در عالم رؤیا این بود: این‌که حضرت امام(ره) فرمودند شهید به وجه الله نظر می‌کند، آیا شما وجه الله را مشاهده کردید یا نه و شهید نظر می‌کند به وجه الله یعنی چه؟ خود آقای صادقی به من می‌فرمودند: آن شهید پاسخ روشنی نداد و لبخند زد و سرش را پایین انداخت و فرمود: دیدم چه دیدنی؛ ولی شهید صادقی از همین پاسخ آن شهید به شدت متأثر شده بود. اشتیاق و التهاب و هیجان معنوی به صورت خاصی در چهره او موج می‌زد. وقتی این رؤیا را تعریف می‌کرد من به ایشان گفتم ایشان که چیزی به شما نگفته است گفت: با دیدن چهره و نوع برخورد او، من دگرگون شدم و می‌خواهم به جبهه بروم و دیگر نمی‌توانم صبر کنم و همان آخرین اعزامشان بود که به حضور وی در عملیات کربلای 5 منجر شد و در همان عملیات هم به شهادت رسید. شب عملیات در خاکریز، نماز خواندن وی را دیده بودند. می‌گفتند گریه‌ها و ضجه‌های عجیبی داشت و نماز فوق العاده‌ای خواند. همان شب برای من تعریف کردند که آقای صادقی عجب حال خوش معنوی دارد و بعید است که ایشان ماندنی باشد.

 داماد آقای صادقی آن شب سراغ او آمده بود و گفته بود: آقای صادقی مراقب خودت باش ما به فکر مراسم دامادی شما هستیم. او به دامادشان فرموده بود که اگر خیلی مشتاق هستی در عروسی من شرکت کنی امشب هر جا می‌روم دنبال من بیا. او همان شب به شهادت رسید. بسیاری از طلبه‌ها در دوران جنگ از روحیه پاک رزمندگان و شهدا خیلی متأثر می‌شدند. این تأثیر را رزمندگان از همین طلبه‌ها که روحانیان حوزه بودند دریافت می‌کردند. از سوی دیگر همین طلبه‌ها وقتی در عملیات همراه بچه‌ها می‌آمدند مجذوب می‌شدند و به شهادت می‌رسیدند؛ در آن حالت صحنه‌های بسیار زیبای معنوی خلق می‌شد که قابل توصیف نیست.

در مورد رسالت روحانیت برای حضور در جبهه خاطره ای را می گویم. بنده در زمان جنگ مدتی در بیمارستان بقیه الله بودم. خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی آمد و پرسید: شما به عنوان یک طلبه در جبهه حضور داشتید، وظیفه طلاب را در دفاع مقدس چه می‌دانید؟ بنده این پاسخ را بیان کردم که؛ طلبه‌ها دو رسالت درباره دفاع مقدس دارند: یکی اینکه از خدا برای رزمنده‌ها حرف بزنند و دیگری اینکه از رزمنده‌ها برای مردم و خلق خدا سخن بگویند. هر دو این رسالت‌ها هنوز باقی است. اکنون طلبه‌ها در جنگ نرم هستند و باید با رزمندگان جبهه نرم از دفاع مقدس نرم سخن بگویند و باید از رزمندگان دوران دفاع مقدس هم با مردم سخن بگویند. بنده خودم سعی دارم همیشه در صحبت‌های خودم از رزمنده‌ها مثال بزنم و روحیه عالی معنوی و درک عمیق آن‌ها را درباره اسلام ناب بیان کنم. طلبه‌ها هیچ وقت نباید دفاع مقدس را رها کنند و الحمدالله هم رها نکرده‌اند.

منابع:سرویس فرهنگی پایگاه 598وhttp://yaali.blog.ir/


برچسب‌ها: وبلاگ ستاره های خاکی لاله جین, خاطرات و عکس حاج آقا پناهیان در جبهه

تاريخ : یکشنبه 8 تیر1393 | 0:34 | نویسنده : خادم الشهدا |
تاريخ : شنبه 7 تیر1393 | 17:22 | نویسنده : خادم الشهدا |



تاريخ : جمعه 6 تیر1393 | 0:0 | نویسنده : خادم الشهدا |

 



تاريخ : پنجشنبه 5 تیر1393 | 23:31 | نویسنده : خادم الشهدا |



تاريخ : پنجشنبه 29 خرداد1393 | 1:46 | نویسنده : خادم الشهدا |