امام جعفر صادق عليه السلام مي‌فرمايند: در حالي كه تمام گناهانش بخشوده شده است. براي هر قدمي كه برميدارد، هزار ثواب برايش نوشته مي‌شود، هزار گناه فراموش مي‌شود و هزار مرتبه جايگاهش بالا برده مي‌شود. (بحارالانوار، جلد ۱۰۱، صفحه ۲۵)

   

ميليون‌ها نفر به قصد زيارت قبر امام حسين (عليه السلام) با پاي پياده به سمت كربلا حركت ميكنند! اگه شما هم علاقه مند هستيد كه به اين سفر ملحق شويداين راهنما را بخوانيد تا بدانيد كه چگونه ميتوانيد اين سفر پياده از نجف تا كربلا را طي كنيد.

اطلاعات ضروري

ميزان مسافت: ۸۰ كيلومتر
تعداد ستون‌ها: ۱۴۵۲ ستون
فاصله بين هر ستون: ۵۰ متر (۲۰ستون =۱ كيلومتر (
زمان لازم براي پياده روي كل مسير: ۲۰ تا ۲۵ ساعت (متوسط روزي ۷ تا ۸ ساعت(
زمان تخميني سفر پياده: ۲ تا ۳ روز
بهترين زمان شروع سفر: ۱۶صفر
انتظار مي‌رود در اين تاريخ سفر تمام شود: ۱۸ صفر
مسير: مسير با خيل جمعيت پياده كاملا مشخص است و فقط كافي است باقي زايران را دنبال كنيد:
از درب ساعت (باب الساعه) حرم حضرت علي (عليه السلام) خارج شده و پياده روي را مستقيم از كنار خيابان امام زين العابدين (عليه السلام) يا خيابان امام جعفر صادق عليه السلام شروع كنيد. اين مسيرها را مستقيم برويد تا به بزرگراه كربلا برسيد. به سمت چپ رفته، جايي كه هزاران نفر بصورت پياده به سمت كربلا در حال حركت هستند. به آنها ملحق شويد و بعد حدود ۷۵ كيلومتر در ستون ۱۴۵۲ شما به حرم حضرت عباس عليه السلام خواهيد رسيد.

دستورالعمل‌هاي پياده روي:

۱- پياده روي را از طلوع آفتاب آغاز كرده و در مغرب به طور كامل توقف كنيد.
۲- اولين شب را در يكي از موكب‌ها (كمپ يا حسينيه) در حدود ستون ۵۰۰ و دومين شب را حدود ستون ۱۰۰۰ بگذرانيد.
۳- مدت طولاني پياده روي نكنيد. هر زماني لازم بود استراحت كنيد.
۴- در زمان نماز مغرب جايي را براي خواب بين صدها موكب (كمپ يا حسينيه) پيداكنيد. نيازي به نگراني نيست چون تعدادي زيادي از اين موكب‌ها وجود دارد.
۵- مراكز افراد گمشده در ستون‌هاي ۷۲، ۳۳۵، ۶۰۲، ۱۱۰۳ و حرم حضرت عباس (عليه السلام) قرار دارند. هر سه كيلومتر مركز گزارش گمشدگان تعبيه شده است.

چه وسايلي همراه داشته باشيم؟


لازم به ذكرست كه در اين سفر شما بايستي يك كوله پشتي بزرگ بهمراه داشته باشين كه حاوي دو سري بار ميباشد يكسري بار براي كل سفر يك هفته تان در كربلا و نجف و كاظمين، يكسري بار هم براي سفر سه روزهٔ پياده روي اربعين؛ وسايل عمومي همچون لباس، لباس گرم، و وسايل شخصيتان مربوط به كل سفرست و با سفرهاي ديگر شما تفاوت زيادي نميكند اما براي سه روز پياده رويتان وسايلي نياز است كه در زير به آنها اشاره ميشود.

۱. سعي كنيد وسايل كم وزني را با خود حمل كنيد. نيازي به همراه داشتن غذا يا آب نيست چون مقدار زيادي غذا و آب در مسير موجود است. صرفا مقداري خشكبار مانند پسته، بادام، انجير خشك، برگه زردآلو بهمراه داشته باشيد.

۲. مقداري داروي اساسي براي ۲ يا ۳ روز پياده روي همراه داشته باشيد. مانندقرص سرماخوردگي، پماد براي باز شدن عضلات پا، باند كشي براي بستن پا در صورت نياز، و… البته تعدادي كلينيك‌هاي كوچك و كمپ‌هاي درماني در طول مسير وجود دارند.

۳. به جاي همراه داشتن كيف دستي يا كيف خريد از كوله پشتي سبك استفاده كنيد.

۴. براي جلوگيري از سرما خوردگي لباس‌هاي مناسب به همراه داشته باشيد: جوراب، دستكش، كلاه، پوشش گوش، كاپشن و غيره. البته بنابر تجربه هوا در طول روز مناسب و در شبها حسابي خنك است. لباسهاي گرمتان را حتي الامكان جوري انتخاب كنيد كه دكمه يا زيپ داشته باشد و قابليت كم يا زياد كردن لباسهايتان را در طول مسير داشته باشيد.

۵. كرم مناسب براي تاول و عرق سوز به همراه داشته باشيد. البته اگر ميدانيد دچارش مي‌شويد.

۶. بد نيست يك عدد كيسه خواب نيز بهمراه داشته باشيد تا در صورت مناسب نبودن و سرد بودن مكانها براي استراحت از شما در برابر خاك و سرما محافظت كند

۷. شما ميتوانيد يك قرآن، دعا و زيارت جيبي و يا مداحي مورد علاقيتان به همراه داشته باشيد. البته بهتر است اين‌ها را درموبايل خود داشته باشيد تا درحال پياده روي گوش فرا داده يا بخوانيد.

۸. كفش‌هاي نو و بندي را نپوشيد. بهتر است يك كفش مناسب و آزاد بپوشيد. اين مورد خيلي خيلي مهم است. چون در طول مسير دايما براي استراحت در موكبها ناچار به در آوردن كفش از پا هستيد.

۹. پاسپورت و شارژر موبايل را حتما به همراه داشته باشيد.

۱۰. امكان گم كردن همراهانتان در طول مسير وجود دارد بنابراين با توجه به آنتن ندادن موبايلتان در بعضي نقاط همچنين به دليل ترافيك بالاي شبكه از همان ابتداي مسير شماره علمي (ستون ها) را انتخاب كنيد كه اگر همراهانتان را گم كرديد زمان رسيدن به آن علم توقف كنند. فقط حواستان باشد شماره‌هاي رند خيلي شلوغ است و تجمع افراد زياد است

۱۱. همه خدمات در طول مسير مانند اسكان، نوشيدني ها، غذاها و حتي ماساژ بصورت رايگان ارائه مي‌شود. نيازي به حمل مقدار زيادي پول نيست. فقط مقداري پول عراقي همراه داشته باشيد چون پول ايراني قبول نميكنند.

۱۲. سرويس‌هاي بهداشتي فراواني در طول مسير قرار دارند و همينطور تعدادي از موكب‌ها نيز سرويس بهداشتي فرنگي دارند. از آنجا كه آب براي شستن دستها بعد از دستشويي سرد است و بعضا مايع و آب براي شستن دستها كم است بهتر است همراه خود تعدادي دستكش يكبار مصرف داشته باشيد تا براي دستشويي رفتن استفاده كنيد تا اگر آب نبود يا سرد بود نگران نظافت دستتان نباشيد. صابون خميري و ژل شستشو حتما همراه داشته باشيد

۱۳. نيازي نيست نگران به پايان رساندن مسير باشيد. در هر جايي تصور كرديد كه ديگر توانايي ادامه دادن مسير را نداريد ميتوانيد از صدها ون، ماشين و يا اتوبو سهايي كه در مسير هستند براي رسيدن به كربلا استفاده كنيد.

۱۴- به طور متوسط ۹۹ / ۹۹ درصد تمامي زنان و مردان بالاي ۱۰ سال بدون هيچ مشكلي در روز سوم مسير را به پايان مي‌رسانند

۱۵. از اينكه نام و آدرس هتل و يا حسينيه محل سكونت خودتان در كربلا را ميدانيد اطمينان حاصل كنيد.

۱۶. اگر كه ميخواهيد تماس تلفني داشته باشيد بهتر است اين كار را قبل از طلوع آفتاب انجام دهيد به اين خاطر كه احتمالا به دليل ترافيك بالاي شبكه در طول روز با مشكل برخواهيد خورد.

۱۷. بهتر است چتري سبك به همراه داشته باشيد چون باران‌هاي عراق بسيار سنگين است.

۱۸. اگر در نهايت با همه تدابير همسفرانتان را گم كردين بهتر است آخرين جايي كه براي قرار در نظر ميگيريد ستاد عتبات عاليات ايران در جوار حرم امام حسين (ع) باشد كه آدرس اين مكان را بيشتر كسبه اطراف حرم ميدانند.

۱۹. اگر برايتان مقدور است هديه‌هاي كوچكي مثل برچسب عكس آقا و امام و خادم الحسين و… براي قدرداني از خادميني كه در طول مسير با خدمات رساني شما را شرمنده ميكنند داشته باشيد.

۲۰. شماره‌هاي مهم
اورژانس: ۱۰۴
افراد گمشده: ۰۷۸۰۱۳۰۰۵۶۱
احكام شرعي: ۰۷۸۱۴۶۵۱۳۵۳
اداره مركزي: ۰۷۸۰۱۰۰۴۷۵۸

۲۱. امام علي (ع) مي‌فرمايد: تخففوا تلحقوا، سبكبار شويد تا برسيد.



 از جمله چیزهایی که در دنیا وجود داشته و همه ی انسان ها حتی آنهایی که غیرمسلمان و حتی کافرند به اآن اذعان دارند و با میل یا اکراه آن را پذیرفته و به آن اعتراف کرده اند مسئله مرگ است... 
 
اما در میان انواع مرگ بهترین نوع مرگ , مرگ سرخ شهادت است که روایت هست : 

 برتر از هر خوبی خوب دیگری هست جز شهادت که بالاتر از آن خیری نیست. گمان مبرید شهیدان مرده اند , بلکه ان ها زنده اند و نزد خدای خود روزی می خورند . ال عمران ایه

و اما یاد شهدا ...

تکریم سربدارانی است که هنوز هم غریو الله اکبرشان از آوردگاه شلمچه طنین انداز است.

یاد شهدا تجدید عهد و بیعت با رادمردانی است که هنوز باد و خاطرشان در تاریخ درخشان است و معرفتشان در سجاده های سرشار ار نیایش متبلور... 

به یاد شهدا هر روز چند شاخه گل صلوات را نثار شهدا کنیم  

  

شهید پهلوان نادری   

می ترسم از روزی که مجبورم رو در رو بشم با شهدا و بهشون جواب بدم... 

 در مقابل فداکاریشون چیکار کردم , اونا از زندگیشون و آرزوهاشون گذشتن ولی من ...

و جوابم جز شرمندگی چیزی نیست ...

 

شهید غلای جلال، شهیدی که گمنامی را چه زیبا برگزید! 

آن روز آنها دنبال گمنامی بودند ... ولی امروز ما مواظبیم ناممان گم نشود!

  

 

شهید شاه محمدی،شهیدی که در آخرین میثاق خود با امام رئوف شهادت را برگزید!

 

شهید اسماعیلی عزت،شهیدی که همیشه اول بود!



 

از نشانه های مومن سجده طولانیست...  

کاش عده ای بترسند از این سجده ها و اشک ها ...



برچسب ها : مومن, سجده

در اوایل سال 59 و با شروع جنگ بعد از دستور دستور امام ره در صدد تشکیل بسیج در لالجین شدیم. در ابتدا با کمک دوستان، جلساتی را در مسجد حاج عبدالله برگزار می کردیم. طولی نکشید تعدای زیادی نیروی داوطلب جذب مسجد شد. بعد مدتی مکانی ثابت را  به عنوان قرارگاه بسیج و محلی برای جذب و آموزش و اعزام نیرو  و جمع آوری کمک های مردمی  آماده کردیم.ابتدا در ادراه پست و بعد از آن در منزل مرحوم تواضعی و در آخر در خیابان اصلی شهر و پایین تر از مخابرات فعلی  محل فعالیت نیروهای بسیجی بود. در شروع نیروها را زیر نظر بسیج بهار آموزش می دادیم. بعد از آموزش اولیه، اولین نیروی آموزشی بسیجی با عنوان بسیج عشایر را این حقیر با هماهنگی سپاه کرمانشاه آماده و به منطقه اعزام نمودم و این افتخار را نیز داشتم که در زمان ریاست جمهوی رهبر عزیزم ایشان از نزدیک و در بازدید از مناطق جنگ در سپاه کرمانشاه زیارت کردم.

  

تا اینکه محل فعلی بسیج بعد از چند سال در اختیار بسیج قرار گرفت و محل پرواز نیروهای مخلص و بسیجی شد. 

 بعد از مدت ها شما اولین فردی هستید که در مورد بسیجیان پیشکسوت و اولین از من می پرسید. فکر می کردم که دیگه ما به فراموشی سپرده شدیم. یادآوری اون روزها، یادآور حماسه آفرینی رزمندگان و  روزهای سخت است. روز هایی که با لبیک به ندای امام راحل در مناطق عملیاتی حضور یافتیم و با توکل به خدا دشمنان سر‌تا‌پا مسلح جنگیدیم و از مملکت و مرزهای کشور عزیمان دفاع کردیم و دشمن زبون را شکست دادیم و در این راه از جان و مالمان دریغ نکردیم. یادآوری آن روزهای سخت و پاسداشت خون های  پاک شهیدان 8 سال دفاع مقدس به جوانان و نسل امروز از برکات دفاع مقدس است.



باید برای سفر کربلاء آماده شد
هرکه دارد سر همراهی دل بسم الله.... 



شرق بصره 10 اسفند 1365  


  جنوب کانال پرورش ماهی ، منطقه عملیات تکمیلی کربلای پنج ، قهرمان شهید امیر حاج امینی بی سیم چی گردان انصار از لشکر 27 محمد رسول الله لحظاتی پس از شهادت ... روحش شاد



نمااااااااااااز   

امام صادق (ع):

رَکْعَتانِ یُصَلِّیهِما مُتَعَطِّرٌ أفضَلُ مِنْ سَبْعینَ رَکْعَةً یُصَلِّیهِما غَیرُ مُتَعَطِّرٍ.

...

دو رکعت نماز با عطر و بوی خوش از هفتاد رکعت نماز در غیر آن حالت برتر است.

Two rak’ats of prayer with the sweet smell is better than seventy rak’ats without that fragrance.
ثواب الأعمال، ص40

لطفا به اين مورد دقت بشه



 

 5آذر سالروز تشکیل بسیـــــج به فرمان حضرت امام رحمت الله علیه
.
بر تمامی بسیجیـــان ، بازوان قدرتمنـــد رهبری ، خار چشمــان معاندین ، سپـــر بی دفاع انقـــلاب ، مدافعـــان مخلـــص و همیشه در میـــدان حاضـــر و گمنـــام ولایت مبارک بـــاد...
.
یاد شهــــدای بسیـــج گرامی باد ...

اللهـــم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهـــم



 

یادی کنیم از پیر بسیجی شهرمون مرحوم حاج محمود حمزه ای با سه شاخه گل صلوات 

  

و یادی هم از بسیجی های شهرمون:

از راست: مرحوم محمد علی گلزاری،؟، مرحوم نادعلی مراد پور، برادر سید عباس پیغمبری و مرحوم حاج محمود حمزه ای

بسیجی دلباخته حق واهل ولایت است و به خود حتی اجازه نمی دهد به جز آنچه ولی امر می خواهد آرزویی داشته باشد.

عزیز ما، امام عشق!

آنان که معنای ولایت را نمی دانند در کار ما سخت درمانده اند، اما شما خوب می دانید که سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبت کجاست، خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم، ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم.

*"شهید سیّد مرتضی آوینی"



بگذار تا یادی کنیم از "آب، بابا"

سرمشق های "سیب، سینی، سوت، سارا"

یادی کنیم از درس و مشق ِ کودکانه

یادی ز "دهقان فداکار ِ میانه"

"تصمیم کبری" را بیا از نو بخوانیم

تا از "خدای مهربان" غافل نمانیم

بنویس "بابا آب دارد" پا ندارد

بنویس بی پا نیز، او پروا ندارد...

بنویس"بابا نان دارد" نا ندارد

بنویس دیگر قامت رعنا ندارد

بنویس بابا جای آب و نان، جان داد

بنویس او با بذل جانش امتحان داد

بنویس بابا، آب و نان را آبرو داد

بنویس بابا زندگی را سمت و سو داد

نقطه، سر خط "باز باران، با ترانه"

بنویس بابا رفت میدان، بی بهانه

بنویس "بابا آمد" اما بی پر و بال

بنویس "بابا آمد" اما زار و بد حال

بنویس "بابا آمد" اما شیمیایی

بنویس او دیگر ندارد هیچ نایی

بنویس "بابا آمد" اما زار و خسته

مثل کبوتر های بال و پر شکسته

بنویس شعر ِ "یاد یار مهربان" را

درس "شب تاریک و ماه و آسمان" را

بنویس بابا مثل ماه آسمان بود

در هر نگاهش عالمی معنا نهان بود

بنویس بابا روزگاری بال و پر داشت

روزی دو دست پر توان و با هنر داشت

بنویس بابا روزگاری دیدبان بود

روزی شعاع ِ دید ِ او تا بی کران بود

امروز اما دیدگانش "سو" ندارد

امروز دیگر قدرت بازو ندارد

بابا خروشان بود روزی مثل کارون

اما امانش را بریده، سرفه اکنون

نقطه سر خط، "نانوا دیروز نان داد"

بابا به دشت نینوا، امروز، جان داد

"آن مرد آمد"، بود سر مشق دبستان

امروز "بابا" گشته سر مشق دلیران

آن مرد آمد، زیر باران، ناز نازان

این مرد هم آمد، ولی بر دوش یاران

آن مرد آمد، از افق های خیالی

این مرد آمد، واقعی، اما هلالی

آن مرد، می گفتند، روزی "داس دارد"

این مرد، اما، صولت عباس دارد

در دست او روزی اگر سیب و سبد بود

اکنون به کف دارد درفش "یار موعود"

آن مرد با این مرد، خیلی فرق دارد

فرقی، چو فرق بین غرب و شرق دارد

بس کن حمید، این واژه بازی را رها کن

بابا صفت، جان در ره جانان، فدا کن

بابا دگر از دام لفظ و واژه رسته

او تارهای سست "بودن" را گسسته

"مصطفی زاده"



برچسب ها : آب, بابا





 
 
ایران متعهد شد در ازای تمدید توافق ژنو و دریافت ماهانه700میلیون دلار از اموال مسدود شده علاوه بر ادامه تعلیق راکتور آب سنگین اراک و حدود سه چهارم سانتریفیوژهای فردو و نطنز محدودیت های جدیدتری بر صنعت هسته ای خود بپذیرد.

نقطه سر خط.....

جان کری....
تا سال گذشته ما بر سر غنی سازی 20درصدی ای با ایران مذاکره میکردیم که اکنون دیگر وجود ندارد و این موفقیت بزرگ ماست.... ایران به تعهداتش عمل کرده ولی اینجا جای اعتماد نیست و تحریم ها به قوت خود باقیست.... 


     

 

تاکید دوباره آمریکا بر عدم لغو تحریم‌ها در صورت توافق نهایی
وزارت خارجه آمریکا: لغو تحریم ها منطقی نیست

«جف راتک» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز سه‌شنبه ی گذشته گفت:
در صورت به دست آمدن توافق هسته‌ای جامع میان ایران و گروه موسوم به 1+5، آم...
ریکا تحریم‌ها را فقط تعلیق میکند

گفتن این سخنان درست در هنگام مذاکرات مقدمه ایست برای رفتار آینده ی آمریکا

منظور از لفظ تعلیق اینست که تحریم ها لغو نمیشود و در نتیجه به راحتی میتوانند مجددا همان تحریم ها را اجرایی کنند

اخلاق آمریکایی ها اینگونه است که:
یک قدم عقب نشینی کنی ده قدم جلو می آیند
هربار کشوری سعی کند با آنها مذاکره کند نه تنها کوتاه نمی آیند و تواضع نمیکنند بلکه جری تر هم میشوند و شدت عمل بیشتری به خرج میدهند
جلی...لی....
ما میدانستیم طرف مقابل بدعهد است و برای همین میگفتیم تاخیر در غنی سازی 20درصد باید با لغو تحریم های اصلی باشد.... نمیشد اصلی ترین برگ برنده خود را بدهیم در ازای تحریم های کوچکی که در آینده قرار است وضع شود.....
 


این ﻣﺎﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺎﻩ ﻣﺤﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻮﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺟﺎﻫﻠﯿﺖ ﺩﺭ ﻣﺎﻩﻣﺤﺮﻡ ﺍﺯ ﺟﻨﮓ ﺩﺳﺖ ﻣﯽﮐﺸﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺮﺍﺭﺳﯿﺪﻥ ﻣﺎﻩ ﺻﻔﺮ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺭﻭﯼﻣﯽﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﺧﺎﻧﻪﻫﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ؛ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺻﻔﺮ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ « ﺗﻬﯽ ». 

** برﺧﯽ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﺎﻩ ﺻﻔﺮ **

-1 ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ، ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﺻﺪﻗﻪ ﺍﻫﺘﻤﺎﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮﯼ ﺷﻮﺩ . ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ(ﺹ)ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺻﺪﻗﻪ ﺩﺍﺩﻥ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ: ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺗﻮ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭﺕ ﺻﺪﻗﻪﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﻧﻬﯽ ﺍﺯ ﻣﻨﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻮ ﺻﺪﻗﻪ ﺍﺳﺖ، ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺻﺪﻗﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻭﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺳﻨﮓ ﻭ ﺧﺎﺭ ﻭﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺻﺪﻗﻪ ﺍﺳﺖ. 


 -2 ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻤﻨﯽ ﺍﺯ ﺑﻼﻫﺎ، ﺍﯾﻦ ﺩﻋﺎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﻩ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ:  

ﯾﺎﺷَﺪﯾﺪَ ﺍﻟْﻘُﻮﯼ ﻭَﯾﺎ ﺷَﺪﯾﺪَ ﺍﻟْﻤِﺤﺎﻝِ ﯾﺎ ﻋَﺰﯾﺰُ ﯾﺎ ﻋَﺰﯾﺰُ ﯾﺎ ﻋَﺰﯾﺰُ ﺫَﻟَّﺖْ ﺑِﻌَﻈَﻤَﺘِﮏَﺟَﻤﯿﻊُ ﺧَﻠْﻘِﮏَ ﻓَﺎﮐْﻔِﻨﯽ ﺷَﺮَّ ﺧَﻠْﻘِﮏَ ﯾﺎ ﻣُﺤْﺴِﻦُ ﯾﺎ ﻣُﺠْﻤِﻞُ ﯾﺎ ﻣُﻨْﻌِﻢُ ﯾﺎ ﻣُﻔْﻀِﻞُ ﯾﺎﻻ ﺍِﻟﻪَ ﺍِﻻّ ﺍَﻧْﺖَ ﺳُﺒْﺤﺎﻧَﮏَ ﺍِﻧّﯽ ﮐُﻨْﺖُ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻈَّﺎﻟِﻤﯿﻦَ ﻓَﺎﺳْﺘَﺠَﺒْﻨﺎ ﻟَﻪُ ﻭَﻧَﺠَّﯿْﻨﺎﻩُ ﻣِﻦَﺍﻟْﻐَﻢِّ ﻭَﮐَﺬﻟِﮏَ ﻧُﻨْﺠِﯽ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨﯿﻦَ ﻭَﺻَﻠَّﯽ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠﯽ ﻣُﺤَﻤَّﺪٍ ﻭَ ﺍﻟِﻪِ ﺍﻟﻄَّﯿِّﺒﯿﻦَﺍﻟﻄَّﺎﻫِﺮﯾﻦَ! ( ﻣﻔﺎﺗﯿﺢ ﺍﻟﺠﻨﺎﻥ)
ﺍﯼ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺮﻭ، ﻭ ﺍﯼ ﺳﺨﺘﮕﯿﺮ ! ﺍﯼ ﻋﺰﯾﺰ، ﺍﯼ ﻋﺰﯾﺰ، ﺍﯼ ﻋﺰﯾﺰ! ﺧﻮﺍﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺕ ﻫﻤﻪ ﺧﻠﻘﺖ . ﭘﺲ ﮐﻔﺎﯾﺖ ﮐﻦ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺷﺮّ ﺧﻠﻖ ﺧﻮﺩﺕﺭﺍ، ﺍﯼ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﺑﺨﺶ ! ﺍﯼ ﻧﯿﮑﻮﮐﺎﺭ ! ﺍﯼ ﻧﻌﻤﺖ ﺑﺨﺶ! ﺍﯼ ﻋﻄﺎ ﺩِﻩ! ﺍﯼ ﮐﻪﻣﻌﺒﻮﺩﯼ ﺟﺰ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ! ﻣﻨﺰّﻫﯽ ﺗﻮ ! ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻇﺎﻟﻤﺎﻧﻢ .ﺍﺟﺎﺑﺖﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﻭ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﻏﻢّ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﯿﻢ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺭﺍ،ﻭ ﺭﺣﻤﺖ ﮐﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﻣﺤﻤّﺪ ﻭ ﺁﻝ ﭘﺎﮎ ﻭ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩﺍﺵ ! 


 3ـ «ﺳﯿّﺪ ﺑﻦ ﻃﺎﻭﻭﺱ » ﺩﺭ « ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺻﻔﺤﻪ 587 » ﻧﻘﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ :  

ﺩﺭﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﻣﺎﻩ ﺻﻔﺮ، ﺩﻭ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﮐﻌﺖ ﺍﻭّﻝ ﺳﻮﺭﻩ«ﺣﻤﺪ » ﻭ ﺳﻮﺭﻩ « ﺍﻧّﺎ ﻓﺘﺤﻨﺎ)« ﻓﺘﺢ ) ﻭ ﺩﺭ ﺭﮐﻌﺖ ﺩﻭﻡ ﺳﻮﺭﻩ «ﺣﻤﺪ » ﻭﺳﻮﺭﻩ « ﺗﻮﺣﯿﺪ » ﻗﺮﺍﺋﺖ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺳﻼﻡ ﻧﻤﺎﺯ، ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﺻﻠﻮﺍﺕ
ﺑﻔﺮﺳﺖ ﻭ ﺻﺪ ﺑﺎﺭ ﺁﻝ ﺍﺑﻰ ﺳﻔﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﻟﻌﻨﺖ ﮐﻦ ﻭ ﺻﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻧﻤﺎﻭ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﺣﺎﺟﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺨﻮﺍﻩ . 


 4ـ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺍﺭﺑﻌﯿﻦ( ﺑﯿﺴﺘﻢ ﻣﺎﻩ ﺻﻔﺮ) ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ(ﻉ ) ﻣﺴﺘﺤﺐّ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.  

ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺘﻰ ﮐﻪ « ﺷﯿﺦ ﻃﻮﺳﻰ »ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻋﺴﮑﺮﻯ(ﻉ) ﻧﻘﻞ ﮐﺮﺩﻩ، ﭼﻨﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ :  

ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻯﻣﺆﻣﻦ ﭘﻨﺞ ﭼﯿﺰ ﺍﺳﺖ: 

 ﺑﻪ ﺟﺎﻯ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﯾﮏ ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ(17ﺭﮐﻌﺖ ﻧﻤﺎﺯ ﻭﺍﺟﺐ ﻭ 34 ﺭﮐﻌﺖ ﻧﺎﻓﻠﻪ ) ﻭ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﺍﺭﺑﻌﯿﻦ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ(ﻉ)ﻭ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﺳﺖِ ﺭﺍﺳﺖ ﻧﻬﺎﺩﻥ، ﻭ ﭘﯿﺸﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺳﺠﺪﻩ ﺑﺮﺧﺎﮎ ﮔﺬﺍﺭﺩﻥ ﻭ ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻟﺮّﺣﻤﻦ ﺍﻟﺮّﺣﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺘﻦ. 



برچسب ها : ماه صفر

 

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (رحمت الله علیه):


ــ بسيج شجرة طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوات یقين و حديث عشق مي‌دهد.
ـ اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد.
ـ بار ديگر تأكيد مي‌كنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت.
ـ مليت كه در خط اسلام ناب محمدي(ص) و مخالف با استكبار و پول‌پرستي و تحجرگرايي و مقدس‌نمايي است بايد همة افرادش بسيجي باشند.
ـ در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجيم.
ـ بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.
ـ بسيج مدرسة عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته‌هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.
ـ من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي‌خورم و از خدا مي‌خواهم تا با بسيحيانم محشور گرداند.
ـ تشكيل بسيج در نظام جمهوري اسلامي ايران يقيناً از بركات و الطاف جلية خداوند تعالي بود كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامي ايران ارزاني شد.
ولی امر مسلمین جهان حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي):ـ‌ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.
ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز يك پيوند ناگسستني و هميشگي است.
ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و شور و شعور همراه كرديد.
ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي كه هيچ خدشه‌اي در آن راه ندارد, محسوب مي‌شوند.
ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است.
ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است.
ـ انكار بسيج و بي‌احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است.
ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.
ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر صحنه‌اي كه لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند.
ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها
ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري, به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.
ـ اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.
ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست.
ـ بسيج, اختصاص به يك منطقة جغرافيايي ويك منطقة انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست.
ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد.
ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته را از ياد نمي‌برد و غافلانه خو و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد.
ـ بسياري از پيشرفتهاي كشور مرهون تفكر بسيجي است.
ـ هريك از آحاد قشرهاي مختلف جامعه كه داراي روحية حساس مسئوليت و ايمان باشد, بسيجي است.
ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصه‌هاي مختلف مرهون تفكر و ميل بسيجي است.
ـ بسيجي يعني علي كه تمام وجودش وقف اسلام بود.

برچسب ها : بسیج

هوالنور، او نور است، او نور علي نور است، او همان است که خارج مي کند مؤمنان را از تاريکي ها به سوي نور. اين نور کجاست؟ او ما را به کجا مي برد؟ کدام سرزمين است که مسافران آن راهيان اين نورند؟ چشمان چه کسي در اين درياي ظلمت فانوس دريايي شده و از گمراهي نجات مي بخشد؟ کدام مصباح هدايت است که مأواي اين نور شده؟ اين شهود و ديدار سيد و بزرگ کدام گروه است، که واژه مقدس شهادت را معنا مي بخشد. 
 جستن پاسخ اين سؤالات دغدغه کساني است که سعادت را در اين شهادت و ديدار مي بينند. همانها که از اسارت در لجنزار دنيا خسته اند و به دنبال عروج بر نيزه مي گردند. آنان که معتقدند گاه دنيا آنقدر تاريک مي شود که جز با گدازه هاي داغ خيمه هاي به آتش کشيده شده روشني نمي يابد. کساني که مي دانند گاه دنيا آنقدر در گناه و ظلم غرق مي شود که تنها خون پاکان را طلب مي کند براي اصلاح. اينجا مکاني است براي کساني که مي کوشند اين پاکان و معناي خون دادنشان را درک کنند و آرزو دارند به آنان بپيوندند. مي کوشند براي درک اين لذت، کسب اين حال، تلاش براي رسيدن به همان نور...

setarehayekhaki.blogfa.com

 

گرامی باد یاد و خاطر شهدای شهرمون  لالجین مخصوصا شهید والا مقام اسماعیل شکری ، شهدایی که با نثار خونشان استقلال مملكت را كه داشت از ميان مى رفت نجات بخشيدند. 

ان شالله که ادامه دهند راهشان و امانتدار درستی باشیم... 

چرا که شهدای ما زنده‌اند و کسانی که امانتدار باشند از آن‌ها ارث می‌برند!

 

   

 

شهید اسماعیل شکری 

نام پدر: صفدر علی 

تاریخ تولد:1346 

تاریخ شهادت:1/9/1366 

محل شهادت: منطقه عملیاتی حاج عمران



 

«ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻧﯿﮑﯽ ﻫﺎﯾمان ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﺗﺮﯾﻦ ﻓﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿمان ﻧﺨﻮﺍﻫیم ﺩﺍﺩ !
ﺍﻣﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯿﺸﻮیم ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﮑﯽ ﻫﺎیمان ﺭﺍ ﺑﺪﻫیم ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻣﺘﻨﻔﺮ ﺑﻮﺩیم ﻭ ﻏﯿﺒﺘﺶ ﺭﺍ ﮐﺮﺩیم!!!

گناه، خصوصا حق الناس، اوج حماقت است نه زرنگی!
زرنگی، بندگی خداست.
زرنگی های ما، همه نا...
زرنگی است.

کسی که می گوید: سر فلانی کلاه گذاشتم،
اشتباه می کند، بلکه فلانی سرش کلاه گذاشته است؛
چون حق بر گردن او پیدا کرده است.»

آیت الله بهاءالدینی


رونمایی از «برهان»؛ جدیدترین جنگنده ایرانی

جنگنده برهان یک هواپیما رزمی ساب سونیک تک موتوره است که توان سامانه پیشرانه آن 15KN و سرعت آن 0/65 ماخ بوده
وزن خالی این جنگنده 2800 کیلوگرم بوده و توان حمل 1200 کیلوگرم محموله را نیز دارد. برد نهایی این جنگنده نیز 1800 کیلومتر می باشد. "برهان" توان مانور منفی 3 تا مثبت 8 جی را دارا می باشد.

...

پی نوشـت :
ما می توانیم



 
ایستاده از راست: حاج قربان به جامه،؟، هاشم طالبی، شهید عبدالرحیم راه پی 
نشسته از راست: شهید عیوض علی مردانی، شهید عربعلی به جامه، حاج حمید نادری و دکتر!علی میرزا شاه محمدی   
عکس فوق در اوایل سال 1365 بعد از عملیات غرورآفرین والفجر هشت در راس البیشه  فاو به یادگار مانده است. 
 عملیات والفجر 8 از روز 20 بهمن ماه سال 1364 در شبه جزیره فاو و با هدف آزاد سازی این شهر با رمز یا فاطمه‌ الزهرا(س)، در زمانی که برتری قدرت ایران در جبهه‌های جنوب آشکار بود آغاز شد. شیرین ترین لحظه که از این عملیات میتوان نام برد؛ دیدن اهتزار پرچم حرم امام رضا(ع) بر گلدسته مسجد شهر فاو بود. 
خود این عکس خاطره ی شیرینی دارد که در فرصت مناسب به آن خواهیم پرداخت.

خاطره آزاده گرانقدر مهدی فتحییان از استان همدان:

بسم الله الرحمن الرحیم


چند سالی بود که دندانم درد می کرد.انواع و اقسام طب های اسارت را آنجا بر روی این دندان عمل کردیم. طب های اسارتی می گفت که باید از فیلتر سیگار برای ساکت شدن درد استفاده کرد. که واقعاً هم تأثیر داشت. فیلتر سیگارهایی که مصرف شده بود را کاغذش را می کندیم و می گذاشتم روی دندان آسیب دیده و خیلی خوب بود.مدتی درد را تسکین می داد. بعد از آن از نمک استفاده می کردیم بجای خمیر دندان. خلاصه نمی دانم این درد چند سال مرا اذیت کرد ولی آخر به این نتیجه رسیدم که به سراغ دکتر علی میرزا بروم. گفتم علی دندان من خیلی درد می کند . آن دندانم هم که درد می کرد از دندانهای آسیابم بود که معمولاً از بقیه ی دندانها بزرگتر است.

 علی میرزا گفت درستش می کنم. در ابتدا گفت شب عصبش را می کشیم. ما هم سر از این موضوع در نمی آوردیم که عصب را چطور می کشند. شب که شد، زیر پنجره ، هنگامی که نگهبان هم می آمد و می رفت.علی میرزا یکی دو تا از بچه ها به نگهبانی فرستاد تا نگهبانها متوجه کار ما نشوند و ما را نبینند. آسایشگاه هفت بودیم. بعد دو نفر را هم صدا کرد تا دست و پای من را گرفتند. من هم ساده ، ساده ،خوابیده بودم و با خود می گفتم هر چه بگوید انجام می دهم ،حتماًٌ با انجام این کار دندانم خوب می شود.

 یک شمعی آورد و یک تکه سیم خاردار و آن را تیز کرده بود و انتهای آن را به صورت قلاب در آورده بود. نوک آن هم با استفاده از سطح زمین حسابی تیز بود. آن را بر روی شمع نگاه داشت و من هم اصلاً نمی دانستم که او چه کاری می خواهد با من انجام بدهدو فقط خیلی آرام خوابیده بودم. آن سیم خاردار نوک تیز بوسیله ی شمع حسابی سرخ سرخ شد.

 بعد ایشان به من گفت دهانت را باز کن و بگو کدام دندانت درد می کند. اشاره کردم به دندانم که درد می کرد و گفتم این. همین که من حرفم تمام شد علی میرزا این سیخ داغ را فرو کرد در میان دندان من. تصور کنید که میخ داغ را در برف فرو کرده باشند این سیخ داغ هم در میان دندانم فرو رفت. خلاصه بجایی رسید که من شروع به فریاد زدن کردم. مثل اینکه سیخ به عصب دندانم برخورد کرد.همین که سیخ به عصب دندانم برخورد کرد من از شُکِ برخورد تکان خوردم و سیخ از دست ایشان در رفت و افتاد. لب و بینی، همه را سوزاند. درد دندان فراموش شد و به درد سوختن لب و صورتم تبدیل شد. فکر می کنم یک هفته ای طول کشید تا درد سوختن آن قسمت ها از بین رفت. من هم با وجود تحمل این همه درد فکر می کردم دیگر دندانم خوب شده باشد و دردی احساس نکنم.

 بعد از اینکه سوختگی خوب شد تازه متوجه شدم که هنوز هم دندانم درد می کند. دوباره به علی آقا متوسل شدم و گفتم بیا علی آقا از عملیات جراحیت استفاده کن. ایشان چون به بیرون می رفت و کارهای نجاری انجام می داد انبردستی داشت که وسیله کارش بود و آن را پنهان از چشم عراقی ها با خود به داخل آسایشگاه می آورد.این مسئله را که به ایشان گفتم اول قبول نکرد و من اصرار کردم و ایشان انکار. علی میرزا به من گفت تو تحمل درد را نداری و این کار، کار سختی است. من گفتم دندانم خیلی درد می کند و اصرار کردم تا ایشان دندان مرا بکشد. بالاخره یک روز بعدازظهر قرار گذاشتیم تا ایشان دندان مرا بکشد.

 یک روز بعد از ظهر که همه بچه ها برای هواخوری به داخل محوطه رفتند ما پنهانی به داخل قسمت دستشویی ها رفتیم که اگر به یاد داشته باشید نیمچه دیوارهایی داشت . ایشان به من گفت در گوشه ای از کنج دیوارها بنشینم و قرار شد صدایم هم در نیاید که هیچ کس متوجه حضور ما در آن قسمت نشود.انبردست را آورد و انداخت پای دندان من. حالا نمی شد فریاد بزنی و از طرفی درد می کشیدم و همین طور مرتب عرق می ریختم. علی میرزا هم مرتب دندان را با انبردست پیچ و تاب می داد و دستش را می چرخاند. یکی دوبار انبردست را چرخاند و از انجام این کار منصرف شد و گفت مهدی هیچ نمی شود دندان را در آورد.

 من گفتم دیگر کار را به اتمام برسان و هر کاری می خواهی بکن. ایشان قبول کرد و گفت پس چیزی نگویی و من هم قبول کردم.

  علی میرزا پایش را بر روی سینه ام گذاشت و یکدفعه با کمک انبردست دندانم را بیرون کشید. دندان هم سالم بیرون آمد و این برایم خیلی جالب بود. وقتی دندانم را کشید خون بیرون زد. آب نمک غلیظی ایشان از قبل آماده کرده بود. آن را گرفتم و استفاده کردم و بعد از چند دقیقه ای خونریزی هم بند آمد.

  خلاصه ما هم از دندان درد راحت شدیم. صبح فردای آن روز یک مراسم مختصری هم گرفتیم و فکر کنم دندان را در خاک باغچه دفنش کردیم. حالا این موضوع باعث شده از آن موقع که ما آمده ایم هر وقت اسم دندانپزشکی می آید ترس وجود من را می گیرد و نمی روم. و پیش دوستمان محسن احمدی که برای احوالپرسی می روم بارها شده دندان درد دارم و در آخر ایشان به من می گوید بشین من دندانهایت را معاینه کنم تا متوجه بشوم مشکلت چیست.حال هر وقت پیش ایشان می روم تنم می لرزد تا کار دندانم به پایان رسد.

شب خاطره آزادگان اردوگاه تکریت 11 در همدان( خاطره آزاده گرانقدر مهدی فتحییان )

ایستاده از راست: ؟، اقای به جامه، شهید راه پی، برادر عسگری 

نشسته از راست: شهید علی اقا شاه محمدی، برادر علی میرزا شاه محمدی، شهید خوش رفیق 



بسم الله الرحمن الرحیم

سوال: داستان ها و قضايايى از كسانى كه پيوسته زيارت عاشورا مى خواندند و به اين صورت، متوسل مى شدند، گردآورى و چاپ شده است. نظر حضرت عالى در اين باره چيست؟ 

 

  پاسخ حضرت آقا: ...

متن زيارت عاشورا، بر عظمت آن گواه است ؛ خصوصا با ملاحظه آنچه در سند زيارت رسيده است كه حضرت صادق (عليه السلام) به صفوان مى فرمايد:
((اين زيارت و دعا را بخوان و بر آن مواظبت كن. به درستى كه من چند چيز را بر خواننده آن تضمين مى كنم:
1. زيارتش قبول شود.
2. سعى و كوشش وى مشكور باشد
3. حاجات او هرچه باشد، برآورده شود و نااميد از درگاه خدا برنگردد.

اى صفوان! اين زيارت را با اين ضمان، از پدرم يافتم و پدرم از پدرش...تا اميرالمؤمنين (عليه السلام) و حضرت امير نيز از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) از جبرئيل و او هم از خداى متعال نقل می کند و هركدام اين زيارت را با اين ضمان، تضمين كرده اند و خداوند به ذات اقدس خود قسم ياد نموده كه: ((هركس اين زيارت و دعا را بخواند، دعا و زيارت وى را بپذيرم و خواسته اش هرچه باشد، برآورده سازم)).

و از سند او استفاده مى شود كه زيارت عاشورا از احاديث قدسى است و همين مطالب، سبب شده است كه علماى بزرگ ما و استادان ما - با آن همه مشغوليت هاى علمى و مراجعاتى كه داشتند - به خواندن آن مقيد بودند تا جايى كه استاد ما، مرحوم حاج شيخ محمد حسين اصفهانى، از خداوند خواسته بودند كه در آخر عمرشان، زيارت عاشورا را بخوانند و سپس قبض ‍ روح شوند و دعايشان هم مستجاب شد و پس از پايان اين زيارت، درگذشتند.


برچسب ها : زيارت عاشورا



خطبه امام سجاد(ع) در کوفه :

اى مردم ! هر كس مرا مى شناسد كه مى شناسد و آنكه نمى شناسد حسب و
نسب مرا، پس من خود را براى او معرفى مى كنم : منم على بن حسين بن على بن ابى طالب !
منم فرزند آن كسى كه او را در كنار نهر فرات سر از بدن جدا نمودند بودن آنكه گناهى مرتكب...

شده باشد يا آنكه سبب قتل كسى گرديده باشد؛ منم فرند كسى كه هنك حرمت او را نمودند و
حق نعمتش را ناسپاسى كردند و اموالش را به غارت بردند و عيالش را اسير نمودند؛ منم فرزند آن
كسى كه به شكل ((صبر)) او را كشتند.
اين قدر زخم بر بدنش زدند كه طاقت و توانائيش برفت و همين شهيد شدنش با ظلم و ستم در حق ما اهل بيت كفايت مى كند.
اى مردم ! شما را به خدا سوگند كه آيا بر اين مدعا اگاه و معترفيد كه نامه ها به پدرم نوشتيد و با او غدر كرديد و مكر نموديد و عهد و ميثاق به او داديد (كه او را يارى كنيد و با دشمنانش جنگ نماييد) و در عوض، با او قتال كرديد تا او را شهيد نموديد پس بدى و زيان باد مر آنچه را كه از براى آخرت خود از پيش فرستايد و قبيح باد راءى شما! به كدام ديده به سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله نظر خواهيد نمود، كه در روز قيامت به شما خواهد گفت : شما عترت ما را كشتيد و هتك حرمت من نموديد؛ پس شما از امت من نيستيد.
رواى گويد: از هر جايى صداى ناله بلند شد و گروهى از كوفيان به گروهى ديگر همى گفتند كه هلاك شديد و خود نمى دانيد.پس آن حضرت فرمود: خدا رحمت كند آن مرد را كه اندرز مرا بپذيرد و وصيتم را در راه رضاى خدا ورسولش و اهل بيتش قبول نمايد؛ زيرا ما را در تاسى به رسول صلى الله عليه و آله كردار نيكو است .
سند : لهوف سيد بن طاووس



برچسب ها : خطبه امام سجاد, ع, کوفه

 

علامه حسن زاده آملی حفظه الله : سینه ام را شکافتم ؛ به هر جای آسمان رفتم این سید را دیدم باید قنبر آقای خامنه ای بود ....



بعد از فرمان رهبر انقلاب مبنی بر مسلح کردن فلیسطینیان در کرانه باختری
این روزها خبرهای خوبی از به درک واصل شدن صهیونیستهای کودک کش منتشر میشود

هلاکت ۵ صهیونیست در عملیات استشهادی در قدس اشغالی

...

وزیر جنگ اسرائیل نشست اضطراری برگزار کرد

شبکه المیادین گزارش داد در این عملیات شهادت طلبانه که در منطقه قدس غربی رخ داد ۵ صهیونیست از جمله یک خاخام افراطی کشته و ۴ نفر زخمی شدند.

کانال 1 رژیم صهیونیستی اعلام کرد که عاملان عملیات استشهادی امروز «هما غسان» 27 ساله و «عدی ابوجمل» 22 ساله از اهالی «جبل مکبر» در شرق قدس هستند. گفته شده این دو که پسر عمو هم بوده اند با کلت کمری و چاقو این عملیات را انجام داده اند.   

پی نوشـت :
روح شهـــدای مقاومت شـــاد

مرگ بر اســــرائیل



قاسم (ع) روزگار ما . . . 

حکایت حماسه، حضرت قاسم(ع)، امام حسن (ع) 

قاسم بار دیگر اذن میدان خواست عمو را خطاب قرار داد و عرض‏کرد: پس از علی اکبر(ع) تاب ماندنم نیست‏به جان بابا بگذاریدبروم و بعد گریه به او مجال نداد سخنش کامل شود. چون نظر امام‏بر قاسم افتاد که گریستن آغاز کرده است از چشمان آن حضرت نیزاشک جاری شد و هر دو آن قدر گریستند تا حالت غش به آنان دست‏داد. امام آغوش گشود بوی قاسم در کوچه رگ‏های عمو پیچید و باانتشار عطر قاسم عمویش به هوش آمد. بار دیگر قاسم رخصت نبرد با اشقیا را خواست و چون امام به وی‏اجازه نمی‏داد قاسم خود را بر روی دست و پای حضرت انداخت و آن‏قدر بر دستان مبارک و پاهای عمویش بوسه زد تا امام را راضی‏کرد. از آن جا که قاسم به لحاظ اندام حالت کودکی را داشت،زره‏ای که متناسب با وی باشد در میان لباس‏های رزم نیافتند وجامه معمولی بر تن نمود، عمامه‏ای بر سر گذاشت و با بخشی از آن‏جلو صورت را پوشانید. قاسم در حالی که اشک بر دوگونه‏اش جاری‏بود، از خیمه بیرون آمد و جان برکف، سوار بر اسب گردید و رفت‏تا سینه خود را آماج پیکان دشمن نماید. حمید بن مسلم که راوی لشکر عمر سعد بود می‏گوید: یک مرتبه‏بچه‏ای را دیدیم که سوار اسب شده و به سر خود به جای کلاه خود،عمامه بسته است و به پایش چکمه‏ای نیست، کفش معمولی است و بندیکی از کفش‏ها باز بود و فراموش نمی‏کنم که پای چپش بود، این‏نوجوان به قدری زیبا بود که چون پاره‏ای از ماه به سوی مامی‏آید. قاسم در حال آمدن اشک می‏ریخت قاسم در آن هنگامی که به‏تاختن در میدان مشغول بود، رجزی را خواند که متن آن را شاعری‏به نظم درآورده است: منم قاسم آن سرو باغ حسن مهین سبط پیغمبر موتمن حسین است این پادشاه وحید که شد دستگیر گروه عنید مثال اسیری بود مرتهن میان همه گروهی پر فتن بر این فرقه گمره پرجفا مباراد باران رحمت‏خدا سپس قاسم بر آن لشکر مخالف بتاخت و با شمشیر برنده خویش باوجود خردسالی چنان کشتار کرد که بر حسب برخی روایات و نقل‏مقاتل مستند 70 نفر را کشته است و گروهی از ستمگران را بدین‏منوال از مرکب حیات پیاده نمود و با صدای بلند گفت: به درستی‏که من قاسم هستم از نسل علی(علیه السلام) به خدا سوگند که ما به پیامبرسزاوارتریم از شمر بن ذی الجوشن و یا از آن زاده زنا. از شدت‏تشنگی و خستگی ضعف بر او غالب گردید و ناگزیر گشت‏به سوی‏خیمه‏گاه برود تا شاید جرعه آبی بیابد. که این کار میسر نگردیدو البته برخی نقل کرده‏اند که امام قاسم را از انگشتر خویش که‏در دهانش گذاشت ‏سیراب نمود. ارباب مقاتل نقل کرده‏اند که حمید بن مسلم گفته است: عمر بن سعدبن نفیل ازدی اظهار داشت: سوگند به خداوند بر قاسم حمله می‏کنم‏و خونش را بر زمین می‏ریزم و بعد از این گفته این مرد شقی اسب‏برانگیخت و با شمشیری فرق مبارک قاسم را شکافت. به دلیل این‏ضربت آن نوجوان بی‏طاقت گردید و از زین اسب بر زمین قرار گرفت‏و عمو را به کمک طلبید. امام حسین(ع) بدین سوی شتافت و شمشیرخویش را به سوی قاتل قاسم فرود آورد. آن ملعون دست‏خود را سپرکرد که تیغ دستش را از مرفق جدا ساخت. لشکریان ستم از هر طرف‏به سوی امام یورش آوردند تا شاید آن سفاک را از دست امام ‏برهانند. حضرت مهاجمان را در هم فرو ریخت. گروه زیادی از آنهادر حال فرار عمر بن سعد (قاتل قاسم) را زیر سم اسبان له‏نمودند. البته گروهی از مورخین نوشته‏اند قاسم زیر سم ستوران ‏پاره پاره گشت و بدین‏گونه حضرت قاسم به شهادت رسید و امام‏حسین(ع) بدن غرقه در خون او را به سوی خیمه‏گاه انتقال داد. آری دلاوری نوجوان و سلحشوری کوچک در سرزمین قهرمان‏پرور کربلا حماسه‏ای بزرگ و در خور ستایش آفرید و در دفاع از آرمان مقدس‏اسلام خون خویش را نثارکرد.

دیدند خَسان گُلی ز ره می آید طفلی سوی صد فوج سپه می آید

گفتند ، اگرچه سیزده ساله بود به به که چو ماه چارده می آید




مطالب قديمي‌تر