ستاره های خاکی لالجین
و با یاد دو شقایق گمنام که از شبنم اشک زهرا جان گرفتند
قالب وبلاگ

[ دوشنبه 24 شهریور1393 ] [ 18:33 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

[ دوشنبه 24 شهریور1393 ] [ 18:18 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

[ شنبه 22 شهریور1393 ] [ 22:11 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

[ چهارشنبه 19 شهریور1393 ] [ 19:21 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

بس که عادت کرده ام بر قامت ایستاده ات...
روی تختی و همین عکس تو ما را می کشد...
                      

متنی که در ادامه مشاهده می فرمایید امروز در بسیاری از محیط های مجازی پخش شده والبته انقدر گویا وزیباست که به تکرارش می ارزد، اما وقتی شنیدیم که آقامون بستری شده دل هایمان لرزید.وچه چشم ها که تر نشد وباز خبر می رسد که مقابل بیمارستان  محل بستری رهبر معظم انقلاب غوغایی است که ...! اما بدخواهان و شیطان صفتان بدانند جمهوری اسلامی صاحب دارد ونائب امام زمان  تحت لوای  حضرت بقیه الله(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با اقتدار امید دشمنان را ناامید خواهد کرد.

امن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء

سلام آقا جان!

شنیده ایم رفته اید بیمارستان برای یک عمل مختصر!

گفته اند الحمدالله عمل خوب بوده آقاجان!

خود شما مصاحبه کرده اید و گفته اید مردم نگران نباشند!

آقاجان ! حتی عمل مختصر موفقیت آمیز شما دلهره می اندازدتوی دل ما.تورا به خدا حواستان به خودتان باشد.

آقاجان! از همین الان میشود حدس زد که شبکه های بیگانه از این خبر عمل شما چه شایعه هایی که نمی سازند! گوش ما به این شایعه ها بدهکار نیست اما چند دقیقه خوابیدن شما رو تخت بیمارستان ، دل خیلی هارا از صنعا تا ضاحیه و از تهران تا سامرا ، می لرزاند!

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 

 

آقاجان! اگر می شود فردا یا پس فردا مثل همیشه یک سخنرانی مقتدرانه بکنید تا دلمان یک کم با دیدنتان آرام بگیرد.

ارادتمند شما

سربازی که تحمل دیدن فرمانده اش را روی تخت بیمارستان ندارد

[ دوشنبه 17 شهریور1393 ] [ 19:25 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

سالگرد قيام 17 شهريورماه 1357 كه با به خاك و خون كشيده شدن جوانان سرزمين مان، به جمعه سياه معروف شد گرامي باد.

حادثه تظاهرات 17 شهریور که به جمعه سیاه معروف شد، به واقعه کشتار تظاهرکنندگان در محلات فقیر نشین جنوب تهران و همچنین میدان ژاله، توسط نیروهای نظامی ارتش شاهنشاهی گفته می‌شود که در هفدهم شهریور 1357 و در جریان ناآرامی هایی که به پیروزی انقلاب ایران در این سال انجامید، رخ داد.
تنها چندروز پس از واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در 28 مرداد 1357، دولت جمشید آموزگار که با شعار دولت فضای باز سیاسی روی کار آمده‌بود، مجبور به استعفا گردید و در روز 4 شهریور، محمدرضا پهلوی از جعفر شریف امامی که فرزند روحانی و رئیس مجلس سنا بود و به برخی مخالفت‌ها با دولت هویدا مشهور بود، دستور داد تا دولتی با شعار آشتی ملی تشکیل دهد.
اندکی بعد و در روز سیزدهم شهریور، راهپیمایی بزرگ عید فطر در تپه‌های قیطریه تهران، تبدیل به تظاهرات بر ضدّ حکومت شاهنشاهی شد. به دنبال این تظاهرات، ناآرامی‌های دیگری نیز تا روز شانزدهم شهریور به وقوع پیوست.......


                                                 لطفا به ادامه مطالب مراجعه فرمائید./

                                                                                     نخلهای بی سر

[ شنبه 15 شهریور1393 ] [ 6:14 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
http://www.psyop.ir/wp-content/uploads/2014/07/sinOOvNL-1-1024x724.jpg

[ شنبه 15 شهریور1393 ] [ 0:37 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
سبک زندگیسبک زندگی را می‌توان جلوه عینی باورها و ارزش ها در رفتار فردی و اجتماعی دانست که هویت شخص را در برابر دیگران مجسّم می‌سازد. الگوی خرید و مصرف ، معاشرت، لباس پوشیدن، حرف زدن، تفریح، اوقات فراغت، آرایش ظاهری، طرز خوراک، معماری شهر و بازار و منازل، دکوراسیون منزل و امثال آن، در یک بسته کامل از سبک زندگی ما قرار دارند.

عوامل تأثیرگذار در سبک زندگی

بی‌گمان اقشار پیشتاز جامعه مانند عالمان،‌ اساتید برجسته دانشگاه، حاکمان و بزرگان، نخبگان علمی و فرهنگی و ورزشی و هنری در شکل‌دهی به سبک زندگی بسیار مؤثرند. البته میزان دریافت و ضریب تأثیرگذاری هر یک از این گروه‌ها متفاوت است. همچنین در یک مقیاس وسیع‌تر سبک زندگی توده جامعه ما به شدت تحت تاثیر رسانه‌های تصویری است.

نقش رسانه‌ها در ترویج سبک زندگی غربی در دنیای کنونی و تخریب و تضعیف باورها و ارزش‌های اسلامی نقشی بسیار جدی است. تا جایی که برخی معتقدند در حال حاضر یک جنگ جهانی رسانه‌ای علیه اسلام و جمهوری اسلامی در حال انجام است. شبکه‌های مختلف تلویزیونی و ماهواره‌ای و اینترنتی روزانه هزاران ساعت برنامه‌های مختلف تصویری در جهت تقویت سبک زندگی غربی و تخریب فرهنگ‌های رقیب پخش می‌کنند. رسانه‌های غربی می‌کوشند که کعبة آمال و آرزوها را زندگی غربی معرفی کنند. به همین دلیل هیچ‌گاه ضعف‌ها و سستی‌ها و نقاط منفی آن را منعکس نمی‌کنند

دین و سبک زندگی

سبک زندگی هر فرد و جامعه‌ای متأثر از نوع باورها (جهان‌بینی) و ارزش‌های (ایدئولوژی) حاکم بر آن فرد و جامعه است. جهان‌بینی مادی و ارزش‌های لذت‌گرایانه و سودمحورانه طبیعتاً سبک زندگی خاصی را پدید می‌آورند. همانطور که جهان‌بینی الهی و ارزش‌های کمال‌گرایانه و سعادت‌محورانه سبک خاصی از زندگی را شکل می‌دهند. بنابراین دین در گام نخست با ارائة جهان‌بینی و ایدئولوژی ویژه‌ای زیربنای شکل‌دهی به زیست دین‌دارانه را می‌سازد. در مرحلة بعد دین با ارائة آداب و دستورالعمل‌های خاصی برای همة ابعاد زندگی انسان در حقیقت به دنبال شکل‌دهی به نوع خاصی از زیست انسانی است. دستورالعمل‌های اخلاقی و حقوقی و فقهی دین، در واقع به منظور ارائة الگویی از زیست دینی و خداپسندانه است.

ادامه مطلب/..............................

 

 

 

 


ادامه مطلب
[ شنبه 15 شهریور1393 ] [ 0:29 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

خادمان رضوی همراه با کاروان «زیر سایه خورشید» صبح امروز، پنچ شنبه از آیت‌الله مهدوی کنی عیادت کردند. در ادامه این عیادت یکی از خادمان حرم رضوی شروع به خواندن صلوات خاصه علی بن موسی الرضا علیه‌السلام کرد.

همزمان با فرارسیدن دهه کرامت و در آستانه ولادت با سعادت امام رضا(ع)، اعضای هفتمین دوره جشنواره «کاروان‌ زیر سایه خورشید» صبح امروز، پنجشنبه (۱۳ شهریورماه) با حضور در بیمارستان‌ شهید رجایی از آیت‌الله مهدوی کنی عیادت کردند.

چهار تن از خادمان حرم ثامن‌الحجج امام علی بن موسی‌ الرضا(ع) که در کاروان «زیر سایه خورشید» حضور داشتند پرچمی سبز رنگ از حرم این امام که منقش به آیه «نصر من الله و فتح قریب» بود را به عنوان تبرک با خود به همراه آورده بودند را باز کرده و روی بدن آیت‌الله مهدوی کنی انداختند تا ایشان نیز اکنون که در بستر بیماری قرار دارد عطر دل انگیز حرم رضوی را از نزدیک استشمام کند.

در ادامه این عیادت یکی از خادمان حرم رضوی شروع به خواندن صلوات خاصه علی بن موسی الرضا علیه‌السلام کرد و همه حاضران با زمزمه این صلوات، شِفای عاجل آیت‌الله مهدوی کنی را از درگاه احدیت خواستار شدند.

زمانی که صلوات خاصه امام رضا(ع) قرائت می‌شد، چشمان آیت‌الله مهدوی کنی باز و گویی به عشق مولایش تر شده است. و گویی در اوج بیماری و بی‌حسی، چیزی را در زیر لب زمزمه می‌کرد.

همچنین خادمانی که از آستان مقدس حضرت رضا(ع) در بیمارستان شهید رجایی حضور داشتند با در دست داشتن پرچم گنبد رضوی و بسته‌های کوچکی از نبات و نمک متبرک رضوی، پزشکان، پرستاران، بیماران و همراهان آنها را به زیارت معنوی حضرت رضا(ع) دعوت کردند.



شایان ذکر است گروه‌های دیگری از کاروان «زیر سایه خورشید» ضمن حضور در بیمارستان‌های مصطفی خمینی، کودکان بهرامی و جانبازان ساسان از بیماران این مراکز عیادت کردند.

هفتمین دوره جشنواره «زیر سایه خورشید» امسال از مشهد مقدس به ۳۱ استان و حدوداً ۲۰۰ شهر کشورمان اعزام شده است. همچنین نمایندگانی را به ۱۰ کشور خارجی از جمله اندونزی، نیجریه، عراق، پاکستان، هندوستان و ... فرستاده است.

خادم الشهدا

 
[ پنجشنبه 13 شهریور1393 ] [ 23:8 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

یااَبَالحَسَنِ یا عَلِیَّ بنَ موُسَی الرِضا یَابنَ رَسوُلِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیِدَناوَ مَولانا اِنا تَوَجَّهنا وَستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلیَ اللّهِ وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللّهِ اِشفَع لَنا عِندَاللّه

ولادت باسعادت هشتمین اخترتابناک امامت وولایت حجت سرمد،نگین درخشان وطن، شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس،السلطان ابا الحسن ثامن الحجج حضرت على بن موسى الرضا (ع)بردلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد./

 ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس                     خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان                      جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش                          گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او                        رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود                          باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا                          زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...

 . حديث سلسلة الذهب

اللَّه جَلَّ جَلَالُهُ یَقُولُ لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ‏ حِصْنِی‏ فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا
...خداوند جل جلاله می فرماید: «لَا إِلَهَ‏ إِلَّا اللَّهُ» دژ من است، پس هرکس که در دژ من درآید از عذابم در امان است. چون مرکب به راه افتاد [امام رضا] گفت: [البته] با شرائطش و من جزء شرائط آنم.

                                                 لطفا به ادامه مطالب مراجعه فرمائید


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 12 شهریور1393 ] [ 9:29 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
افسران - کجایند مردان بی ادعا ؟!!!

او با آنكه یك دست بیشتر نداشت ولی با جنب و جوش و تلاش فوق‌العاده‌اش هیچ‌گاه احساس كمبود نمی‌كرد و برای تأمین و تدارك نیروهای رزمنده در خط مقدم جبهه، تلاش فراوانی می‌نمود.

در بسیاری از عملیاتها حاج حسین مجروح شد. اما برای جلوگیری از تضعیف روحیه همرزمانش حاضر نمی‌شد به پشت جبهه انتقال یابد.

در عملیات كربلای 5 ، زمانی مه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشكل مواجه شده بود، خود پییگیر جدی این كار شد، كه در همان حال خمپاره ای در نزدیكی اش منفجر شد و روح عاشورایی او به ملكوت اعلی پرواز كرد و این سردار بزرگ در روز هشتم اسفند ماه 1365 در جوار قرب الهی ماوا گزید. سردار دلا وری كه همواره در عملیات ها پیشقدم بود و اغلب اوقات شخصاً به شناسایی می رفت.

در هر شرایطی تصمیمش برای خدا و در جهت رضای حق بود.

او یار حسین زمان، عاشق جبهه و جبهه‌ای ها بود و وقتی به خط مقدم می‌رسید گویی جان دوباره‌ای می‌یافت؛ شاد می‌شد و چهره‌اش آثار این نشاط را نمایان می‌ساخت.

 

شهید خرازی پرورش یافته مكتب حسین(ع) و الگوی وفاداری به اصول و ایستادگی بر سر ارزشها و آرمانها بود. جان شیفته‌اش آنچنان از زلال مكتب حیا‌ت‌بخش اسلام و زمزمه خلوص، سیراب شده بود كه كمترین شائبه سیاست‌بازی و جاه‌طلبی به دورترین زاویه ذهنش راه نمی‌یافت.

این شهید سرافراز اسلام با علو طبع و همت والایی كه داشت هلال روشن مهتاب قلبش، هرگز به خسوف نگرایید و شكوفه‌های سفید نهال وجودش را آفت نفس، تیره نگردانید. در لباس سبز سپاه و میقات مسجد، مُحرِم شد، در عرفات جبهه وقوف كرد و در منای شلمچه و مسلخ عشق، جان به جان آفرین تسلیم نمود.

 
شادی روحش صلوات...
[ چهارشنبه 12 شهریور1393 ] [ 0:29 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

 

عطش تا سرحد مرگ
درمرداد ماه سال61 صبح قبل ازطلوع آفتاب درحال برگشت به محوروسنگرهای خودمان درمنطقه مهران بودم که متوجه شدم ازهمرزمان کسی نیست وتنهاهستم وظاهرمسیر برگشت را درتاریکی گم کرده بودم و باتوکل به خداشروع به حرکت کردم چندساعت پیاده روی کردم بی نتیجه بود به هرطرف نگاه می کردم تپه ماهوربود گرسنگی وتشنگی کم کم برجسمم غلبه می کرد نه آبی درقمقمه ام مانده بو د ونه قرص نانی هیچ موجود ی دیده نمی شد خدایا اینجا کجاست خاک دشمنه عقبه دشمنه یاخاک خودمانه ناامید نشدم باحد س وگمان حرکت کردم چندساعتی دیگر پیاده روی کردم ساعت نداشتم ولی فکر می کنم ازساعت 5 صبح تنهابودم وراهپیمایی میکردم پاهایم زخم شده بود چشمهایم دیگرسونداشت فقط تادوسه متری را می دیدم گرمای هوا بین 40یا50درجه بود چون فصل خرماپزان بودازشدت تشنگی حال نداشتم آفتاب مسقیم به سروصورت میزد لبهاهیم ترک خورده بود وخون میامد پاهایم تاول زده بود پوتین ها سنگینی میکرد وتاول ها می ترکید وخون می آمد شوری عرق بدنم به روی زخم می خورد و می سوزاند یک موقع به برکه ای رسیدم باخود گفتم هرچه داخل نیزارباشه می خورم حتی جلبکهارا خودمو به زور به برکه رساندم اما دریغ ازقطره آبی نگاهم به اطراف انداختم تپه ای را پیدا کردم به اندازه چندسانتی متر سایه داشت دیگر نا امید شدم گفتم شاید مصلحت خدابراینه که اینجا بمیرم چون هیچ جارو نمیدیم وپاهایم سست شده بود تمام آب بدم تحلیل رفته بود جگرم ازتشنگی می سوخت معنی جگرسوختن را کسی می داند که برایش چنین اتفاقی بیفتد خودم کشان کشان به تپه رساندم وسرم را به سایه گذاشتم ودراز کشیدم وشروع به خواند شهادتین کردم ودستهایم راروی سینه ام گذاشتم تابمیرم لحظه ای به فکرم آمد تعدای ازبرادران رزمنده دریکی از عملیاتها به خاطر تشنگی مجبورشده بودند ادارخودشان رابخورند{ازشما برادر وخواهر گرامی که مطا لب رامی خوانید پوزش می طلبم} من هم ازشدت تشنگی خواستم این کاربرای نجات جانم انجام بدهم اما  ادراری نبو د" امیدم دوباره به یاس تبدیل شد شوری عرق سر وپیشانیم چشمهایم رامی سوزاند چشمم رابستم چند لحظه به روزعاشورا فکرکردم وبه کودکان  خیام ابا عبدالله الحسین (ع)که صدا میزدند عمو جان تشنه ایم ؟به حضرت قاسم(ع) به حضرت علی اکبر(ع) تک تک روضه های کربلا به ذهنم آمد که درهیئت عزاداری شنیده بودم واینجا بود که فهمیدم اهل بیت سیدالشهداء چقدرتشنه بودن وازآنها خجا لت کشیدم چون تشنگی اهل بیت امام حسین (ع) کجا تشنگی این حقیر کجا چنددقیقه نگذشته بود که صدایی به گوشم رسید وگفت بلند شو وازاین سمت برو یکدفعه بلندشدم ببینم صداازکجا آمد دیدم هیچکس نیست به سختی بلند شدم وبه سمتی که اشاره کرده بود حرکت کردم نسیم ملایمی شروع به وزیدن کرد ومقداری دید چشمانم بهترشده بودو باخودگفتم اگربه عراقی هابرخورد کردم حداقل آب میدن و  بعد میکشند عیبی نداره حرکتم را ادامه دادم تا ازدورخط سیاهی دیدم متوجه شدم جاده اسفالته است  باخودگفتم منطقه ما جاده اسفالت نداشت حتما پشت خط عراقیهاست ادامه دادم تارسیدم به کنارجاده وهمانجا افتادم دیگرچیزی متوجه نشدم تازمانی که متوجه شدم  به گلویم آب می ریزند وکم کم به هوش آمدم قبل ازاینکه چشمها یم  روبازکنم گوش کردم ببینم به چه زبانی صحبت می کنند عراقیند یا ایرانی متوجه شدم فارسی صحبت می کنند وخدای سبحان راشکرکردم که حقیرسرپا تقصیر را نجات داده ووقتی که به مقرخودمان رسیدم به مدت دوروزبه خاطر بی آبی وصعف بدن یهوش بودم وبرادران هرچه صدایم کرده بودن متوجه نشده بودم تاروزدوم بیدارشدم ودیدم به لطف خدا حالم بهترشده ازهمسنگران به خاطر مراقبتم قدرانی وتشکر کردم ونمازهایی را که قضا شده به جا آوردم ./
                                                            والسلام علیکم ورحمه ا... وبرکاته

         شادی روح شهدای لب تشنه ی کربلا وشادی روح شهدای گردان کمیل که لب تشنه به  شهادت  رسیدند 3صلوات


[ دوشنبه 10 شهریور1393 ] [ 16:53 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

ملاقات باشهیدبزرگواراسماعیل عسگری
پخش روزنامه یا فرماندهی گروهان
یکروز برادراسماعیل را درگردان ملاقات کردم عرض کردم چرابه گردان منتقل شدی فرمود"روزنامه بخش کردن هم کاره هرروزتعدادی روزنامه راتحویل گردانها وواحدها نمایم پس تکلیفمان چی میشه ووظایف پاسداربودن مان چی میشه من به برادرشهیدم قول دادم راهش را ادامه بدهم واسلحه اش برروی زمین نماند وثانیا سپاه به امثال بنده کلی بودجه هزینه کرده که به عنوان نیروی رزمی خدمت کنیم نه نیروی تبلیغاتی ولذا طاقت نیاوردم وبه فرماندهی  درخواست انتقال به گردان رادادم ووباکلی پیگیری تونستم فرماندهی را راضی کنم وبه گردان بیایم تا ازشهداء شرمنده نشوم ودینم رانسبت به امام عزیز وبه شهداء ادا کرده باشم ./


تصمیم حقیر وشهیدبزرگوار(میرزا )علیرضاعسگری
ازسنگر مدرسه تاسنگرجبهه
آرزووشوق رفتن به جبهه آرام قراررا ازماگرفته بود درسال 1360 باهم درمدرسه آیت ا... کاشانی درکلاس دوم راهنمایی برروی یک نیمکت درس می خواندیم یک روزباهم تصمیم گرفتیم به جبهه برویم وبا هم هماهنگ کردیم ورفتیم به سپاه همدان وازبرادران پاسدارخواستیم مارابه جبهه اعزام کنند که یکی ازبرادان پاسدارفرمودند شما نمیتوانید به جبهه بروید چون آموزش ندیدید باید آموزش ببینید وانشاءا... بعد ازآموزش می توانید به جبهه برویدواسم مارا نوشت گفت چندروزدیگه بیایید بفرستم آموزش نظامی ببینید بدون اینکه کسی رامطلع کنیم درروز مقرر باهم رفتیم به سپاه وباتعدادی ازداوطلبان بسیجی  به پادگان شهید قهرمان اعزام شدیم وچند روزی ازآموزش ما نگذ شته بود که بلند گواعلام کرد برادرعسگری و......فلانی ملاقاتی دارید بروید به درب دژبانی وهردو رفتیم درب دژبانی وقتی رسیدیم دیدم خانواده عسگری وخانواده حقیر آمدند پس ازمصافحه ودیده بوسی ازماخواستند برگردیم و درس مان بخوانیم  وازآنها اصراروازما امتناع وقبول نکردن وبا اصراروبا پافشاری فراوان توانستیم خانواده هارا راضی کنیم  وجمله امام  که دستورداده بودند جبهه هاراپرکنید یادآوری کردیم  وبعدازخداحافظی به مرکزآموزش برگشتیم ودوره آموزشی ادامه دادیم وبعدازپایان دوره آموزشی  مارا به منطقه غرب اعزام کردندودرطول عمرمان اینقدرخوشحال نبودیم وپس ازیک روزبه منطقه جنگی مهران رسیدیم ودرپل فلزی مستقر شدیم وچند روزبعد ازآنجا به خط مقدم اعزام شدیم وهردومنتظر چنین لحظه بودم که مارا به خط مقدم ببرند وهردوی ما به عنوان بسیم چی تپه ابوذر مشغول انجام وظیفه شدیم ..... واین خاطره ادامه دارد./


ملاقات باشهید وجیه ا... عزتی
ازفر ش تاعرش
غروب یکروزتابستان به قصددیداربرادرعزتی به طرف  مقرتیپ حضرت امیرالمومنین (ع) ایلام درمنطقه چنگوله حرکت کردم و به تپه ای که فرمانده اش برادرعزتی بود رسیدم وهمدیگر رابغل  کردیم باهم دیده بوسی کردیم بعداز دیدار وخوش بش برادرعزتی گفت کمی تاریک شد برویم بالای مقر منطقه دشمن را تشریح کنم ودقایقی گذشت هواتاریک شد باهم رفتیم محل دیده بانی وشروع به تشریح منطقه خودی ودشمن کرد واشاره کردفلانی امروز یک خرگوش درمیدان مین روی مین رفت وازبین رفت خیلی ناراحتم نکنه بچه داشته باشه وانها به خاطرمرگ مادرشان بدون غذا بمانند وبمیرند وباانگشت منطقه رانشان می داد بعدازاتمام برگشتیم سنگروبابرادرعزتی و دوستانش خداحافظی کردم وبه مقرخودبرگشتم فردای آنروز یکی ازنیروهایش به مقرما در تیپ انصارالحسین (ع)آمد وتامرادید گفت برادر عزتی پروازکرد گفتم غیرممکنه عملیات نشده که ؟گفتن دیشب برای شناسایی رفته بودند که ایشان به خاطرتاریکی متوجه میدان مین دشمن نمی شه ومین منفجر میشه ودرجا به شهادت میرسه وصبح  به پشت جبهه انتقال داده شد./

                                                                               خاطرات ادامه دارد....

[ دوشنبه 10 شهریور1393 ] [ 16:42 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
خفته در خاك‌هاي هورالعظيم

درخواست بسیجی 12 ساله ازرئیس جمهور وقت حضرت آیت ا... خامنه ای

 ازاین به بعد روضه حضرت قاسم (ع) خوانده نشود.؟چرا 

لطفابه ادامه مطالب مراجعه فرمائید./


ادامه مطلب
[ یکشنبه 9 شهریور1393 ] [ 16:16 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
[ شنبه 8 شهریور1393 ] [ 21:24 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

شهید علی خلیلی ناهی امر به معروف نهی از منکر

ناهی امر به معروف و نهی از منکر می‌گوید که من امر به معروف و نهی از منکر نکردم بلکه برای دفاع از ناموس و «لبخند آقا» (مقام معظم رهبری) آن کار را انجام دادم.

25 تیر ماه سال 1390 حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد
شهید علی خلیلی ناهی امر به معروف نهی از منکر قبل از نائل شدن به درجه رفیع شهادت درمورد درگیری خود با اشراری که سال 90 قصد تجاوز به یک خانم را داشتند، گفت: نیمه شعبان دو سال پیش به نظرم ساعت دوازده شب بود که می‌خواستیم دو نفر از دوستانم را به خانه‌‌شان در خاک سفید برسانم که دیدیم پنج، شش نفر در حال اذیت دو خانم هستند و به زور می‌خواستند وی را سوار ماشین کنند.

وی افزود: دوستان من به دلیل پائین بودن سن‌شان جلو نرفتند اما من به آن افراد تذکر دادم و گلاویز شدیم و یکباره چاقویی که نمی‌‌دانم از کدام سو، نثار ما شد.

شهید فرمود.چاقو به ناحیه گردنم و شاهرگ خورده بود:ومن همان جا افتادم و آن افراد نیز فرار کردند اما یکی از همراهان من که موتور سواری بلد بود آن‌ها را دنبال کرد و شماره پلاکشان را برداشته بود ومن نیم ساعت در خیابان افتاده بودم و ماشینی که دو سرنشین داشت و عازم شمال بود من رو سوار کردند و به اورژانس فلکه سوم تهرانپارس بردند؛ ساعت دوازده و نیم بود که پزشکان گفتند که اگر تا نیم ساعت دیگر مریضتان را به یک بیمارستان مجهز نرسانید وی جان به جان آفرین تسلیم می‌کند دوستان مرا به بیست و شش بیمارستان دیگر هم بردند اما هیچ بیمارستانی من را به دلیل اینکه حالم وخیم بود پذیرش نمی‌کرد تا اینکه بالاخره ساعت پنج در بیمارستان عرفان عملم کردند..

شهید خلیلی در پایان با تاکید بر اینکه جز خدا هیچ کسی پشت آدم نیست، خاطرنشان کرد: من آن موقع هم که رفتم با آن افراد درگیر شدم به کسی امید ندوخته بودم به خاطر لبخند آقا رفتم و دفاع کردم

وی بهمن ماه سال1392 نیز مجدداً در بیمارستان بستری شد و پس از یک ماه به خانه منتقل شد اما سرانجام  در بیمارستان بعثت دعوت حق را لبیک گفته و جان به جان آفرین تسلیم کرد و به دیدار اباعبدالله الحسین و یارانش شتافت به آرزوی دیرینه خودرسید./

                                                                         روحش شاد یادش گرامی

[ شنبه 8 شهریور1393 ] [ 11:38 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

اشکهای کودک وبغض درگلو

دراوایل کودکیم  که پدرم به درجه رفیع شهادت نائل گشته بود برای اینکه مادرم متوجه گریه هایم نشود وبتوانم بغض هایم را تخلیه بکنم الکی روبه دیوار می ایستادم وبا انگشت روی دیوارنقاشی می کشیدم هنوز هم بعداز سالها گرمی اشکهای دوران کودکی  رابرروی گونه هام حس میکنم ....

              شادی روح تمام شهداء مخصوصا شادی روح شهید رزمنده ودلاور علی نادری صلوات./

[ جمعه 7 شهریور1393 ] [ 18:9 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
سالروز ولادت باسعادت کریمه آل طاها بانوی مهرووفا مظهرجود وسخا شفیعه ی محشرحضرت فاطمه معصومه (س)وروزدختربرعاشقان ورهروان خاندان عصمت وطهارت مبارکباد

چرا روز تولد حضرت معصومه(س) به عنوان روز ملی دختران انتخاب شد؟
بی شک اهل بیت پیامبر اعظم(ص) چهره های پرفروغی به جهانیان عرضه کرده اند که نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضایل می درخشد. درخشان ترین ستاره در میان بانوان خاندان پیامبر، هفتمین منظومه ولایت فاطمه، فرزند پاکیزه موسی بی جعفر است، بانویی که در پاکی و درست کاری او، سخنان زیادی گفته شده است؛ و پس از شهادت پدر بزرگوار آن حضرت، امام هشتم شیعیان امام رضا (ع) عهده دار امر تعلیم و تربیت او را بر عهده گرفت.
حضرت معصومه (س)دختری که در خاندان پیامبر(ص) لقب کریمه اهل بیت را به خود اختصاص داد و نگین شهر قم شد. کرامات حضرت معصومه (س) چنان است که بر آن تأکید بی شمار شده است؛ به ویژه که امام رضا (ع) و امام جعفر صادق (ع)، زیارت کنندگان آن حضرت را وعده بهشت داده اند.
به یقین می توان گفت درک ابعاد وجودی حضرت معصومه (س) و رسیدن به جایگاه معنوی آن حضرت، ضرورت تعیین راهکارهایی را برای پیاده کردن آن در جامعه مشخص می سازد تا بانوان و به ویژه دختران ما، با الگوبرداری از آن کریمه اهل بیت، مظهر عفاف و تقوا و حیا باشند. از این رو، نام گذاری روز ملی دختران در زادروز آن حضرت، حرکتی نمادین برای گوشزد کردن شخصیت حضرت معصومه (س) و ترویج ابعاد وجودی این دختر اهل بیت در میان دختران مسلمان و در نهایت الگوسازی از شخصیت آن حضرت برای دختران این مرز و بوم ./


                              لطفابه ادامه مطالب مراجعه فرمائید/


برچسب‌ها: نخلهای بی سر
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 6 شهریور1393 ] [ 16:57 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
[ پنجشنبه 6 شهریور1393 ] [ 0:25 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
از فاطمه اي که معصومه بود

تاريخ، چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دل نوازي، خانه خورشيد را فرامي گيرد. خنکاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و کوثر فاطمي، جوشيدن مي گيرد. به کوچه باغ هاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملکوتي آن، نفسي تازه مي کنم. کنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشک هاي زايران ات. ضريح نوراني ات را در آغوش مي گيرم و از بين شبکه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي کنم. باورم نمي شود! آيا به اين سادگي، به زيارت تو آمده ام! تو که زيارت ات، هم سان زيارت ياس گم شده مدينه است!
حضرت فاطمه معصومه (س)، روز اول ذيقعده سال 173 سال هجري، در شهر مدينه، چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگ وار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه، به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راست گويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي، پاک دامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت بود. پدران اين خاندان، برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تاب ناک امامت و سکان داراي کشتي انسانيت بودند.

سرچشمه دانش

حضرت معصومه (س)، در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آن که پدربزرگ وارش، شهيد شد، فرزند آن امام، حضرت رضا (ع)، عهده دار تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و تأمين مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع)، به مقامي والا دست يافتند و زبان زد همگان شدند.
«ابن صباغ ملکي» در ابن باره مي گويد:
«هر يک از فرزندان ابن الحسن موسي، معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد. » بدون ترديد، در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، بعد از حضرت رضا (ع)، حضرت معصومه (س)، از نظر علمي و اخلاقي، والا مقام ترين آنان است. از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان گفته اند، اين حقيقت، آشکار و روشن مي شود که ايشان نيز چون حضرت زينب (س)، «عالمه غير معلمه» بوده است

ادامه مطلب................


برچسب‌ها: ستاره های خاکی, حضرت معصومه
ادامه مطلب
[ پنجشنبه 6 شهریور1393 ] [ 0:21 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

 

دانش آموز شهید «مهرداد عزیزاللهی» در مهرماه سال 1346 در شهر اصفهان در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. دوران کودکی خود را در کنار برادر خویش مسعود که او نیز به فیض شهادت نایل شده، سپری کرد.

تحصیلات راهنمایی را به پایان نرسانده بود که با جثه‌ای کوچک ولی روحی بلند و شجاعتی وصف ناپذیر به جبهه اعزام شد و همزمان با حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل، در سنگر علم و دانش و تا قبل از شهادت درس خود را تا سال سوم هنرستان در رشته برق الکترونیک ادامه داد.

چهره معصومانه و کودکانه او بر روي تلويزيون نقش مي بندد، اوايل جنگ است، خرمشهر آزاد شده است. صحبتهايش اما به نوجوان نمي ماند. چون مردان الهي سخن مي گويد مثل «مردان خدا». مردان خدا را «مردان خدايي» مي شناسند. امام خميني (ره) هم آن شب او را از سيما، تماشا مي کند و دستور مي دهد تا اين نوجوان را به محضر او ببرند. هميشه آموزگاران، شاگردان خوب را بهتر تحويل مي گيرند!

 نوجواني که امام را مجذوب خود کرده بود اين«سردار کوچک» چرا اين گونه ناشناس است؟ اين نوجوان «شهيدي که در سن 14 سالگي در دفاع از ميهن اسلامي به شهادت رسيده است»

                                                                                     به ادامه مطالب مراجعه شود./


ادامه مطلب
[ دوشنبه 3 شهریور1393 ] [ 17:3 ] [ خادم الشهدا ] [ ]

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در اوصاف " سگ" می فرمایند:

طوبی لمن عیشه کعیش الکلب، ففیه عشرة خصال فینبغی ان یکون کلها للمؤمن

خوشا بحال کسی که زندگیش چون زندگی سگ باشد. در این حیوان ده خصلت است که مومن به داشتن آنها سزاوار است.

الاول: لیس له مقدار بین الخلق و هو حال المساکین

اول: آنکه سگ را در میان مردمان قدری نیست و این حال مسکینان است.

الثانی: ان یکون فقیرا لیس له مال و لا ملک و هو صفة المجردین

دوم: آنکه مالی و ملکی ندارد و این همان صفت مجردین است - یعنی دلبستگیی به دنیاو خواهش های نفس ندارند.

الثالث: لیس له مأوی معلوم و الارض کلها له بساط و هو من علامات المتوکلین

سوم: آنکه او را خانه و لانه ای معین نیست و همه زمین بساط اوست واین علامت متوکلان است.

الرابع: ان یکون اکثر اوقاته جائعا و هم من دأب الصالحین

چهارم: آنکه اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.

الخامس: إن ضربه صاحبه مأة جلدة لا یترک بابه و هو من علامات المریدین

پنجم: آنکه اگر صد تازیانه از صاحب خود بخورد؛ دَر خانه او را رها نمی کند و این صفت مریدان است.

السادس: لا ینام من الیل الا الیسیر و ذلک من اوصاف المحبین

ششم: آنکه شب هنگام بجز اندکی نمی خوابد و این از اوصاف محبین است

السابع: انه یطرد و یجفی فیجیب و لا یحقد و ذلک من علامات الخاشعین

هفتم: آنکه رانده می شود و جفا می بیند لکن چون بخوانندش بدون دلگیری باز می گرددو این از علامات خاشعین است.

الثامن: رضی بما یدفع صاحبه من الاطعمة و هو حال القانعین

هشتم: آنکه به اضافه طعام صاحبش راضی است و این حال قانعین است.

التاسع: اکثر عمله السکوت و ذلک من علامات الخائفین

نهم: آنکه بیشتر اوقاتش خاموش است و این از علامات خائفین است.

العاشر: اذا مات لم یبق منه المیراث و هو حال الزاهدین

دهم: آنکه چون بمیرد میراثی بجای نگذارد و این حال زاهدان است.

منابع:کتاب لئالی الاخبار ج 5 – ص 387- 388-تحریر المواعظ العددیة، ص: 5

                                                                                                  اللهم عجّل لولیک الفرج

 

[ دوشنبه 3 شهریور1393 ] [ 16:47 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
 خطبه حضرت امیرالمومنین علی(ع)


در بيـان پيشامدهاى ناگوار

پدر و مادرم فداى آنان (ياران باوفايم) باد، گروهى كه نامشان در آسمان معروف، و در زمين مجهول است.
هان به انتظار عقب گرد امورتان، و گسستن پيوندتان، و روى كار آمدن خردسالانتان باشيد.
اين پيشامدها زمانى است كه ضربت شمشير بر مؤمن آسانتر از پيدا كردن درهمى از حلال است.
زمانى كه اجرِ مال گيرنده از دهنده آن بيشتر است.
آن زمان است كه مست مى شويد اما نه از شراب، بلكه از زيادى نعمت و عيش و نوش و سوگند مى خوريد
ولى نه از روى ناچارى و دروغ مى گوييد اما نه بر اثر مضيقه. در آن وقت كه بلا شما را بگزد چنانكه جهازنامناسبْ كوهان شتر را بگزد.    
 اين رنجوسختى چقدرطولانى، و اميدآزادى از آن چه اندازه دور از انتظار است
اى مردم، مهار اين شتران فتنه را كه پشت آنها حمل كننده وزو و وبال است از دست بيندازيد،
و از گرداگرد امام خود پراكنده نشويد كه عاقبت خود را سرزنش خواهيد كرد،
و بى باكانه در آتش فتنه اى كه پيشاپيش آن قرار گرفته ايد نرويد، از راه آن به يك سو شويد،
و جاده را براى آن باز بگذاريد، كه به جان خودم قسم مؤمن در شعله آتش آن فتنه هلاك مى شود،
و غيـرمسلمـان سـالـم مى مـاند
مثل من در ميان شما مثل چراغ فروزان در تاريكى است، تا آن كه در آن تاريكى درآيد از آن چراغ روشنى جويد.
اى مردم سخنم را بشنويد و حفظ كنيد، و گوش دلتان را آماده كنيد تـا بفهميـد./

                                                                                                         خطبه 229نهج البلاغه

[ دوشنبه 3 شهریور1393 ] [ 16:31 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
ارزش این آقایان به این بود که خودی بودند وبامردم بودند وبرای مردم خدمت می کردند  امام خمینی(ره)

درخواست یک رئیس جمهور ازمردم ومسئولین

شما اگر می خواهید به من خدمتی کنید گهگاهی به یادم بیاورید که : من همان محمد علی رجایی فرزند عبدالصمد ، اهل قزوینم که قبلا دوره گردی می کردم و در آغاز نوجوانی قابلمه و بادیه فروش بودم.  وهر گاه دیدید که در من تغییراتی بوجود آمده و ممکن است خود را فراموش کرده باشم همان مشخصات را در کنار گوشم زمزمه کنید. این تذکر و یادآوری برای من از خیلی چیزها ارزنده تر است

هشتم شهریور یادآور شهادت مظلومانه دو اسوه ای است که با تمسک به ریسمان محکم هدایت الهی، لحظه ای از سلوک مسیر حق منحرف نشدند و با لطافت روح و اندیشه ای ژرف و مجاهدتی بی وقفه در راه خدا برای شکل گیری و شکوفایی نهال انقلاب اسلامی قیام کردند و به ویژه در تربیت جوانان و احیای تفکر اسلامی در میان آنها همت گماردند و سرانجام، در آتش کین منافقان سوختند و گوهر درخشان و گران بهای روحشان از صدف جسم خاکی آزاد شد و به لقای معبود شتافتند.

بنیانگذارانقلاب اسلامی حضرت امام خمینی ره

«آقاي رجايي و آقاي باهنر هر دو شهيدي هستند كه با هم در جبهه‌هاي نبرد با قدرت‌هاي فاسد، هم‌جنگ و هم‌رزم بودند و مرحوم شهيد رجايي به من گفتند كه من 20 سال است كه با آقاي باهنر همراه بودم و خداوند خواست كه با هم از اين دنيا به سوي او هجرت كنند».
«مرحوم باهنر و ديگر اشخاصي كه از همين قبيل بودند و رفتند از دست ما و البته، ما خيلي ضرر ديديم».
«مرحوم آقاي رجايي كه همه مي‌دانيد چه‌قدر مرد متعهد و خدمت‌گزاري بود و واقعاً معلم اخلاق بود و اعمال خودش و همين‌طور آقاي باهنر كه مرد دانشمند، متعهد و معلمي بود».
«ارزش آقاي رجايي، ارزش آقاي باهنر... به اين نبود كه يك مثلاً دستگاهي دارد، ارزششان به اين بود كه خودي بودند، با مردم بودند، براي مردم خدمت كردند».
«آقاي رجايي آقاي باهنر در عين حالي كه خوب يكي‌شان رييس جمهور بود، يكي‌شان نخست‌وزير بود،‌اين طور نبود كه رياست در آنها تأثير كرده باشد، آنها در رياست تأثير كرده بودند».


مقام معظم رهبري
«شهيدان عزيزمان مرحوم آقاي رجايي و مرحوم آقاي باهنر، حقيقتاً دو نمونه برجسته از ياران انقلاب و امام بودند».
«لازم مي‌دانم كه ياد شهيد رجايي و شهيد باهنر را هم كه انصافاً و حقاً الگوي دو چهره انقلابي مؤمن و خالص بودند و زندگي و شهادتشان درس‌آموز بود، تمجيد كنم و گرامي بدارم».
«وقتي كه هفته دولت مي‌شود و اسم شهيد رجايي و شهيد باهنر مي‌آيد، مردم در ذهنشان نيست كه فقط از دو شهيد تجليل مي‌كنيم، مي‌فهمند كه يك جريان فكري و عملي و انقلابي است كه مورد تجليل قرار مي‌گيرد».
«به برادران و خواهران و عزيزان امور تربيتي عرض مي‌كنم، همه تلاش شما بايد اين باشد كه جوان مسلمان و مؤمن و بيدار تربيت كنيد، رحمت خدا بر شهيد رجايي و باهنر كه اين نهال آموزش و پرورش را نشاندند».
«من شهيد رجايي را به عنوان يكي از اسو‌ه‌هاي بزرگ تقوا و اخلاص و ايمان مي‌شناسم».

                                                                                      به ادامه مطالب مراجعه فرمائید./


ادامه مطلب
[ دوشنبه 3 شهریور1393 ] [ 16:9 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
 

نفرایستاده برادرپاسداربشیری نشسته شهیدعسگری وشهید ترکمان

منطقه سرپل ذهاب-قصرشیرین(مردادتا شهریور59)


باایجاد بحران توسط رژیم بعثی عراق وباکمک سرسپرده گان داخلی همچون بنی صدر خائن وعناصر خودفروخته ای چون سردارجاف منطقه مرزی قصرشیرین وسرپل ذهاب ازاولین منا طقی بود که تحت تاثیر این شرارتهاواقع گردید نیروهای سپاه همدان ازمناطق پاوه –سقز- سنندج- جوانرود-سردشت- وپیرانشهر- خودرا به منطقه رسانده ودرکناربرادران ژاندارمری باتمام توان درمقابل دشمن مقاومت کردندواین درحالی بودکه جنگ به طوررسمی آغاز نشده بودودراین مقطع تعدادی ازبرادران شهید ویا مجروخ گردیدند/درتاریخ 31/6/1359جنگ رسماآغازشد ودشمن با دولشگرپیاده ویک تیپ زرهی قصرشیرین راتصرف کرد وتعدادی ازبرادران پاسداربه همراه فرمانده دلاورسپاه درپاسگاه(تیله)به اسارت دشمن درآمدندوتعدادی زخمی شدندواولین شهیدسپاه همدان درجنگ شهید مرتضی اولنج بودکه به شهادت رسید./
نیروهای سپاه همدان باتمام توان ازحریم سرپل ذهاب دفاع میکردند تا در روز سوم مهر59 دشمن باتمام توان اقدام به پیشروی به طرف شهرنمود وبامقاومت دلاورمردان دشمن مجبوربه عقب نشینی تا سه راه (قره بلاغ)گردید ونیروهای سپاه توانستند ارتفاعات قراویز (تپه کمیل)وتپه تخم مرغی وتپه شهرک راتصرف کنندوبااین اقدام وایجادمحورپدافندی به مدت 21 ماه بااقتدار درمقابل دشمن ایستادند وفرمانده این محور سردار شهیدتقی بهمنی بود ./
درتاریخ 8/2/1360دشمن ازمحورجاده قصرشیرین اقدام به پاتک زرهی به استعداد چندین یگان نمود تابتواند سرپل ذهاب -بازی دراز-دانه خشک وپادگان ابوذرراتصرف کنددراین هنگام مقاومت کم نظیر رزمندگان سپاه همدان به فرماندهی سردارشهید مهدی فریدی به وقوع پیوست دراین نبرد نابرابر عده قلیلی از برادران پاسدار دربرابرصدهاتانک ایستادگی کردندومصداق عینی نبرد{تن باتانک}را به اجرا درآوردند واین خاطره دراذهان عموم ودر تاریخ ماندگارگردید./
درتاریخ 11/6/1360 جهت تصرف ارتفاع 1150 بازی دراز گردان رزمی سپاه با چندگردان ازتهران ازسه محور آغاز گردید وتمام اهداف به تصرف درآمد اما به دلیل نرسیدن مهمات ونبود تدارکات وپشتیبانی آتش توپخانه دراین حماسه عاشورایی تعدادی ازبرادران وبهترین نیروهای مخلص سپاه به درجه رفیع شهادت نائل آمدند وپیکرپاکشان به مدت 10 ماه تاعقب نشینی دشمن درمنطقه باقی ماندوسردارانی که دراین منطقه به شهادت رسیدند؟ شهیدان والامقام {جلال محقق – تقی قیاسوند – حسن مرادیان – رجبعلی عسگری – سیدیوسف موسوی- معصومعلی نجفی – سیدعلی خونساری- محمدترکمان – احسان اله تقی پور- احمد بابا خانی- امیر پورش همدانی- حسین رضا ایوبی- مهدی ترابیان – اسمعلی تکمه داشی- محمد جعفری- حاج قربان جمور- سیدجواد حسنی حلم – کتابعلی حیدری- علیرضا خزایی- علی محمد خزایی- محمدرضارضایی- عبدالمجید روحی- عباس روزبهایی- علی زارعی- معصومعلی زهدی- سیدنصرا... سالکی- حبیب سلگی- حسن ستاری- مهدی سلیمی- محمدرضاعباس قهرمانی- جلال عنایتی- شیرحسین فرامرزی- علیرضا قاسمی - مصطفی قنبری – حمید قراگوزلو- علی کرمعلی-  نجاتعلی گیوه کش- علی اکبرگلزاری افخم- محمد مهدی مروج- محمد هادی مولایی مکرم- علی اکبرمیرزایی- محسن نائینی فرد- کریم نصیری – یحیی نوری – حسین ورمزیار-احمدآقا محمدی- حسن اسدیار- محمدرضااسفندیاری _هوشنگ اشترانی}  

  
                                                                                                   روحشان شاد یادشان گرامی                                                                                                       شادی روحشان 3صلوات 


باتشکرازهمکاری صمیمانه سردارآزاده حاج یداله روحانی منش وسردارآزاده حاج رضا شریفی راد


ادامه مطلب
[ شنبه 1 شهریور1393 ] [ 16:32 ] [ خادم الشهدا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

تنها ره سعادت،ایمان،جهاد،شهادت
در سایه ی ولایت
امکانات وب