ستاره های خاکی لالجین
و با یاد دو شقایق گمنام که از شبنم اشک زهرا جان گرفتند
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
درباره ما

تنها ره سعادت،ایمان،جهاد،شهادت
در سایه ی ولایت
جستجو

وصیت شهدا
وصیت شهدا
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی
ابر برچسب ها
ستاره های خاکی لاله جین (22) ,  لالجین (17) ,  ع (10) ,  شهید (9) ,  قرآن (7) ,  بسیجی (7) ,  شهادت (6) ,  مادر (6) ,  راهیان نور (6) ,  شهدا (6) ,  نماز (6) ,  معلم (6) ,  خرمشهر (6) ,  شلمچه (6) ,  وبلاگ ستاره های خاکی لاله جین (6) ,  صلوات (5) ,  اسارت (5) ,  فرهنگ (5) ,  کربلا (5) ,  حجاب (5) , 
دوشنبه 29 خرداد1391 ساعت 14:49

بمناسبت سالروز شهادت سردار رشیداسلام شهید دکتر مصطفی چمران که در سال 60 ودر دهلاویه به شهادت رسیدند،  یکی از اخرین دست نوشته های این اعجوبه دوران را تقدیم می کنیم:

شادی روح مطهر شهید چمران صلوات

بسم الله الرحمن الرحیم

من اعتقاد دارم که خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی که در راه خدا تحمل کرده است پاداش می دهد، و ارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجی است که در این راه تحمل کرده است، و می بینیم که مردان خدا بیش از هر کس در زندگی خود گرفتار بلا و رنج و درد شده اند، علی بزرگ را بنگرید که خدای درد است که گویی بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسین را نظاره کنید که در دریایی از درد و شکنجه فرو رفت که نظیر آن در عالم دیده نشده است ، و زینب کبری را ببینید که با درد و رنج انس گرفته است .

درد دل آدمی را بیدار می کند ، روح را صفا می دهد ، غرور و خود خواهی را نابود می کند. نخوت و فراموشی را از بین می برد ، انسان را متوجه وجود خود می کند .

انسان گاهگاهی خود را فراموش می کند ، فراموش می کند که بدن دارد، بدنی ضعیف و ناتوان که، در مقابل عالم و زمان کوچک و ناچیز و آسیب پذیر است ، فراموش می کند که همیشگی نیست، و چند صباحی بیشتر نمی پاید، فراموش می کند که جسم مادی او نمی تواند با روح او هم پرواز شود، لذا این انسان احساس ابدیت و مطلقیت و غرور و قدرت می کند، سرمست پیروزی و اوج آمال و آرزوهای دور و دراز خود ، بی خبر از حقیقت تلخ و واقعیتهای عینی وجود ، به پیش می تازد و از هیچ ظلم وستم رو گردان نمی شود. اما درد آدمی را به خود می آورد ، حقیقت وجود او را به آدمی می فهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درک می کند و دست از غرور کبریایی برمی دارد ، و معنی خودخواهی و مصلحت طلبی و غرور را می فهمد و آن را توجه نمی کند .

خدایا تو را شکر می کنم که با فقر آشنایم کردی تا رنج گرسنگان را  بفهمم و فشار درونی نیازمندان را درک کنم .

خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است .

خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم زیرا می دانم ظلم چه گناه نابخشودنی است .

خدایا ارشادم کن که بی انصافی نکنم زیرا کسی که انصاف ندارد ، شرف ندارد .

خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم که بی احترامی به یک انسان همانا کیفر خدای بزرگ است. خدایا مرا از بلای غرور وخودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم .

خدایا پستی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق وبرق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند .

خدایا من کوچکم ، ضعیفم ، ناچیزم ، پر کاهی در مقابل طوفانها هستم . به من دیده عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم .

ای حیات با تو وداع می کنم با همه زیباییهایت ، باهمه...

بقیه در ادامه مطلب


برچسب ها : شهید چمران, دهلاویه, بلندی طبع, آبرو, اراده آهنین
دوشنبه 29 خرداد1391 ساعت 12:9

عکسی که ملاحظه می فرمایید برادر علی اصغر پرچمی برایمان ارسال کرده اند .این عکس بامداد شب جمعه ۲۶/۳/۹۱ در محل باغ موزه دفاع مقدس همدان از ۲۵ شهید گمنام استان گرقته شده است. 

 با تشکر از این برادر بزرگوار                شادی ارواح مطهر شهدای گمنام صلوات


از پس خوابی کوتاه، سر از زمین ماسه ای غار حرا برگرفت. هوا خنکایی لرزآور داشت. شب، گویی به نیمه خود رسیده بود.
محمد، سر سوی بیرون چرخانید: به آسمان، هلال لاغر ماه، نور کم جان خویش را بر کوه های حرا و دشت گسترده جنوبی افشانده بود. مکه، طبیعت پیرامون آن و سر به سر جهان، در خوابی ژرف غرقه بودند. سکوتی سنگین و غریب، هستی را یکسره در خود فرو برده پیچیده بود.
محمد، پیشتر بسیار نیمه شبان را با بیداری سپری ساخته بود؛ لیک، آن مایه سکوت و آرامش را، هرگز نه شنیده و نه احساس کرده بود.

محمد به هر گوشه آسمان که نگریست او را دید.
پس، صدایی به لطافت باران و خوشنوایی آوای جویباران از او برخاست:
ـ ای محم........د!
محمد با لرزه ای آشکار در صدا، پاسخ گفت: بــ........بله؟
ـ بخـ.........وان!
ـ من......؟! چــ......چه بخوانم!؟
ـ نام خدایت را!
ـ چـ.... چگونه بخوانم؟
ـ بخوان به نام پروردگارت که بیافرید.
محمد، هم نوا با آن موجود آسمانی، خواندن آغازید:
ـ .... آدمی را از لخته ای خون آفرید.
بخوان؛ و پروردگار تو، ارجمندترین است
همو که به وسیله قلم آموزش داد
و آدمی را، آنچه که نمی دانست، آموخت...
خواندن پایان یافته بود. صدای آسمانی، فروخفت. آنگاه، دیگربار، گوینده آن به هیأت نخستین درآمد؛ و آن توده نور آسمانی، به یکباره کمرنگ، و سپس ناپدید گشت.

بقیه در ادامه مطلب...


برچسب ها : مبعث, رحمت للعالمین, یثرب
یکشنبه 28 خرداد1391 ساعت 19:44

شهدا به آرامگاه ابدی خویش رسیدند وشرف المکان بالمکین در قطعه زمین غریب شهر مان تجلی یافت.

براستی تا دیروز چه کسی از شهرداری سابق شهر سراغ می گرفت؟ولی به یمن حضور شهدا ،شهر ما حرمت یافت و یادفرمایش امام روح الله می افتم:

شهدا امامزادگان عشقند كه مزارشان زيارتگاه اهل يقين است.

وبدانیم:

هرگز مپندارید کسانی که در راه خدا کشته میشوند مرده اند ، بلکه آنها زنده اند ودر پیش خدای خود روزی می خورند.


برچسب ها : شرف المکان بالمکین, امام روح الله, امام زادگان عشق
یکشنبه 28 خرداد1391 ساعت 19:39

قدم بر چشمانمان گذاشتید.خاک قدومتان طوطیای چشمانمان! چقدر سختی کشیده اید، وچه خوب به ما گفتید که در این سفر بسیار رنج ها کشیدید!تمام شور وشوق بچه ها بر این بود که خستگی ۲۷ ساله از وجود تان رخت بربندد.اما برادران شهید خستگی هایمان رفت چون که آمدید وغبار گناه را از تن ما شستید.دستمان را بگیریدتا باحضورتان مانیز پاک شویم و...

*********

از صبح شنبه خروشی بین بچه ها ایجاد شده بود ،صبح که می گویم یعنی ۱ بامداد!

پس از مراسم شب ،پیکر های مطهر شهدا به مقر حوزه امام علی (ع) انتقال داده شد.یکی از پیکر ها در مقر برادران ویکی دیگر در محل بسیج خواهران....خوب ضجه می زدند مادران وخواهران برای برادران شهیدشان.

آماده سازی محل مراسم که توسط بسیجیان انجام شد تا حدود ساعت ۳ بامداد بطول انجامید.

تا صبح ساعاتی برای استراحت وقت داشتیم وآمدیم مقر برادران ...

صحنه های زیبا وعجیبی بود..چند نفر از دوستان با ادب ودو زانو  بر گرد تابوت شهید جمع شده و اشک می ریختند، یکی قرآن می خواند ویکی دیگر عاشوراو...

****************

یا موسی ابن جعفر ادرکنا 

همه منتظر تشییع دو بزرگوار شهید در سالروز شهادت امام غریبمان حضرت موسی ابن جعفر(ع)بودند.بچه های بسیجی برای تشکیل یگان مسلح در بسیج آماده می شدند.مردم نیز به سمت میدان امام خمینی (ره) حرکت کرده بودندوپیکرهای شهدا در ساعت ۹ صبح با انجام مراسم سان وتشریفات در بین مردم مومن وانقلابی لالجین تشییع شدند.

مردم قدر شناس لالجین  با اشک وآه وسینه زنی با شهدا بیعت کردند ورسم میهمان نوازی بجا آوردند.

میهمان دیگرمان امیر سرتیپ در بندی بود که در این بزم مشمول عنایات شهداگردیدوبا سخنان خویش یاد آور کرامات شهدا شدندو مظلومیت شهدا را بازگو کردند.باشد که بتوانیم شهدا را به نسل های آتی بشناسانیم ویادشان دهیم که دفاع همچنان باقیست.

وسیل اشک های پر سوز وگداز مردم را آنجا دیدم که شهدا بر دوش سربازان سبز پوش ولایت،  به سمت آرامگاهشان تشییع می شدند وجماعتی چون شمع برگرد پروانه می سوختند.

پیکر شهید در برابر دیدگان مردم قرار گرفت  ومظلومیت شهید گمنام وغربتش عیان گشت،عشق یعنی چه ؟یعنی یک استخوان وبدون پلاک ...حسین جان بابی انت وامی

برادرانم، منزل نو مبارک !

 

عزاداری وسینه زنی یاد روزهای تشییع شهدای شهر را زنده تر می کرد،

در خاطرم شد زنده یاد فاطمیون   یاد شلمچه یاد فکه یاد مجنون

یاد شهیدانی که حق را برگزیدند    با رمز یازهرا حماسه آفریدند

وباشد که ما بر راه شهدایمان وفادار بمانیم ویادشان را زنده بداریم.


برچسب ها : منزل نو مبارک, پلاک, عاشورا, بابی انت وامی
یکشنبه 28 خرداد1391 ساعت 18:52

تاریخ هر شهر بر جستگی هایی دارد، یک جاییش پست است وجای دیگرش فراز دارد.

آیندگان ما تاریخ شهر ما را خواهند خواندو نمیدانم چه  بگویند؟امیدوارم بصیرت در آن جماعت بسیار بیشتر از من وماها باشدوبدانند چه بر سر روز های خدا آمده است!!

شنبه ۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۱ یک نقطه در خشان ، یک برجستگی خاص ومثبت از نوع ماندگارش بود برای لالجین عزیز!

لالجینی ها وهر که در این بیعت سبز با اولیای خدا همراه شد، برگ زرینی بر دفتر تاریخ لالجین نگاشتند نزد خداوند شاهد روسپید شدند،

شنبه صبح دو شهید گمنام قدم رنجه فرمودند ودل های ما را شستند وفلسفه آمدن شهدا همین شستن دل هاست، شهدا می آیند تا یادمان باشد باید راه را درست برویم واین ها شاخص راه می باشند.

خوش آمدید ای انصار الله! مقدمتان گل باران ای انصار ابی عبدالله! 


برچسب ها : شنبه, انصارابی عبدالله, روسپید, تاریخ لالجین
یکشنبه 28 خرداد1391 ساعت 18:45

عصر جمعه بود  ، هم دلگیر و هم ابری!

غم آن را می شود همیشه دریافت، وچاره ما در انتظاری است مصلحانه که منتظر واقعی خود باید صالح باشد، وباشد که چنین باشیم. آقاجان منتظریم...یا اباصالح مدد!

اما در این عصر وغروب غم انگیز ، انتظاری دیگر مارا به شوق اورده بود .در همان گرماگرم کار ، وبنر زدن وجایگاه ساختن وتلفن ها را جواب دادن و...باید جواب بچه های نونهال را هم بدهی که:

عمو! شهدا پس کی میان؟ ساعت چند می رسند؟و...

یاد بچگی های خودمان می افتم ..می رفتیم سه راه !! یک حسرت دردناک وجودمان را می گرفت، کاش ماهم جبهه می رفتیم ، ولی افسوس .ماجاماندگان کاروان عشق هستیم ..چرایش را نمیدانم؟!

هر چه به اذان مغرب نزدیک تر میشویم گویی ضربان قلبم را بیشتر حس می کنم، خدایا ممنون این لطف تو باید باشیم! ما کجا شهید گمنام کجا؟آیا این لیاقت را پیداکرده ایم که میزبان خوبی برای اولیایت باشیم؟ما مردم قدر شهدایمان را می دانیم، الحمدلله رب العالمین!

به این چند روزه فکر می کنم !به آن دو نوجوانی که تا ساعاتی پس از نیمه شب اطلاعیه تا می زدند ودرون پاکت می گذاشتند وشام نخورده بودند وهر چه اصرار کردم بروید خانه شام بخورید بیایید، گفتند نه اینها را باید تمام کنیم و...

یاد وقتی افتادم که در ستاد  با یکی از دوستان پول طناب می خواستیم بدهیم، پول هایمان را ریختیم روی هم  وشد ۱۵۰۰ تومان!!وماندیم معطل ، همشهری عزیزی حرف هایمان را از بیرون شنید و۱۰ هزار تومان هدیه کرد وما هم از خدا خواستیم از ایشان واز ما قبول باشد!

یاد دیشب بخیر که بچه ها نیمه های شب در مزار شهدا گریه کردند واز شهدای لالجین ،خواستند زحماتشان هدر نرود،

یاد آن برادرجوانی که با گریه آمد و گفت : همین الان همه برویم همدان واعتراض کنیم(ساعت ۲ نیمه شب)چرا ...؟ورفتیم وهمه ۲۵ شهید را دیدیم وگفتند ماهم نمیدانیم ولی این دو شهید را به ملایر هم ندادند! تکلیف ماهم معلوم نیست با این دو شهید!وچقدر آرام شدیم وبرگشتیم!

یاد شب نخوابی ها وخستگی ها ،یاد التماس ها وجواب گرفتن ها و...بخیر!

جمعه شب انتظارمان بسر آمد وشهدا آمدندو در مصلا دست بر سرمان کشیدند،  خسته بودیم ولی آرام شدیم والبته کار ادامه داشت ..

بعد از مراسم جمعه شب باز هم بچه ها بودند ...من در حد شهر خود وبچه های شهرم دانستم که چرا حضرت روح الله فرمود مردم زمان ما از مردم زمان رسول الله (ص)بهتر وبالاتر هستند!

خسته نباشید بچه ها...

                                         


برچسب ها : اباصالح, نونهال, کاروان عشق, مردم شهر, رسول الله
یکشنبه 28 خرداد1391 ساعت 17:52

از صبح روز جمعه یک حرکت عمومی در شهر آغاز گردید ، پرسنل سخت کوش شهرداری به اتفاق برادران بسیجی  عملیات آماده سازی را در محدوده شهرداری سابق لالجین آغاز کردند .قسمت عمده کار که مشکل ایجاد کرده بود،نقطه دفن شهدا بود که لایه های  بتون  وسنگ  ،کندن قبر را بسیار سخت کرده بود.اما هرچه که باشد در مقابل عزم راسخ وپولادین بچه های انقلاب سست خواهد شد.

بچه ها در دو جبهه فعالیت می کردند ، آماده سازی محل دفن وتزیینات شهر وآماده ساختن مکان مراسم جمعه شب ؛ یعنی مصلا و...

پیکرهای مطهر شهدا نیز در روستاهای هم جوار تشییع می شد ومردمان قدر شناس وزحمت کش این نواحی نیز از فیض حضور شهدا بی نصیب نماندند:

روستاهای گنج تپه،دینار آباد،دهنجرد ، دستجرد، کارخانه قند ومهاجران نیز متبرک به قدوم شهدا گشت .

وچقدر حضورتان با برکت بود ای رسولان مظلوم ...!

 


برچسب ها : مهاجران, گنج تپه, سخت کوش, رسولان
یکشنبه 28 خرداد1391 ساعت 11:30

آخرین هماهنگی ها برای دفن شهدا در بوستان سفال (باوجود تمام اختلاف نظرات)صورت گرفت وحتی قبور شهدا نیز توسط شهرداری محترم آماده شده بود.

دوستان بسیجی وخادمان شهدا در زمینه های مختلف وبه صورت شبانه روزی در حال کار وتلاش بودند.

درست در ساعات پایانی پنج شنبه شب، خبردار شدیم که دفن شهدا فعلا معلق است ومنطقه بوستان سفال برای دفن امکان پذیر نمی باشد.

 روسیاهی برای مسببین این تصمیم غلط  تا ابد باقی خواهد ماند، که این نامردمان! نه به خاطر شهید که برای  تسکین نفس و  دل بیمارشان چنین عمل کردند،از این مقوله بگذریم ،خداوند از تقصیرات همه ما بگذرد...

ساعت ۱۱:۳۰ شب بود که همه دوستان شهدا هر جا که مشغول به کار بودند به مزار شهدای شهرمان رفتند و چه لحظات ناب ونورانی بود در آنجا،توسل والتجا والتماس به شهدا،ختم صلوات ، زیارت عاشورا و...گویی شهدا می خواهندبچه ها  شبی را به بهانه ای هم که شده مناجات کنند!

 گویی شب عملیات بود وهمه منتظر یک امداد غیبی بودند.چند نفر از برادران برای بررسی به همدان رفتند وتا اذان صبح که باز گشتند بقیه در حال راز ونیاز در کنار شهدا مانده بودند.

بالاخره صبح جمعه با بازدید بازرسان بنیاد حفظ آثار وقول همکاری از طرف مسولین شهری ، مقرر گردید که شهرداری سابق شهر لالجین مدفن شهدای گمنام شود. 

 


برچسب ها : اذان صبح, شهرداری سابق, لحظات ناب, ختم صلوات, زیارت عاشورا
یکشنبه 28 خرداد1391 ساعت 10:47

این غیبت چند روزه را ببخشید ،مخصوصا در ایام ویژه ای که حس حضور شهدای گمنام در شهرمان جریان یافته است وهنوز هم ادامه دارد.

سعی داریم انشاالله  گزارش کاملی از روزها ولحظاتی که چون باد گذشت واز کارهایی که توسط مردم شهرمان برای تشییع شهدا انجام گرفت ارائه کنیم . 

 


برچسب ها : گزارش, ویژه, حس حضور, مردم, قدرشناس

رسم الخط عشق

برنامه خطاطی بر روی خودرو ونگارش جملات وعبارات ادبی و...بر شیشه خودرو ها همه ساله در ایام محرم توسط مردم مومن ومحبان اهل بیت انجام میگیرد.

جهت عطر آگین ساختن فضای شهر و بمناسبت استقبال از شهدای گمنام وبا همکاری دوست هنرمندمان ، برادر تورج زرندی ، کلیه علاقه مندان می توانند با مراجعه به هنرکده آقای زرندی، متن دلخواه خود را بر روی شیشه خودرو هایشان (با هدیه دو صلوات به شهدای گمنام شهرمان) سفارش دهند.

بخشی از عبارات پیشنهادی:

- سلام بر شهدای گمنام

- شهدا شرمنده ایم...

- عاشقان شهادت، رهپویان ولایت

- شهید بهترین است

- شهید گمنام، خوش آمدی

- کبوتران خونین بال ، خوش آمدید

ووو...


برچسب ها : رسم الخط عشق, محبان, تورج زرندی, خودرو
دوشنبه 22 خرداد1391 ساعت 14:46

مسابقه ای برای میهمان شهرمان

ستاره های خاکی در نظر دارد برای  کاربران عزیز مسابقه ای تحت عنوان

(میهمان شهرما)برگزار نماید .

دوستان عزیز آثار خود را در قالب عکس، نوشته ادبی،، داستان ، دل نوشته کوتاه ،مقاله ،کلیپ،گرافیک می توانند برایمان ارسال نمایند.

موضوع آثار در مورد شهید گمنام وبا اولویت این دو عزیزی است که در لالجین ماوی خواهند گرفت.

مهلت ارسال آثارتا روز سه شنبه ۳۰ خردادماه ۱۳۹۱ می باشد


برچسب ها : مسابقه, گرافیک, کاربران, میهمان شهرما
دوشنبه 22 خرداد1391 ساعت 14:36

آخرین هماهنگی ها برای محل دفن شهدای گمنام انجام گردید.

اجماع نظر مسولین بنیادحفظ آثار استان ومسولین شهرلالجین جهت تعیین  مکان دفن شهید گمنام ،محوطه مرکزی بوستان سفال است که البته به شرط یادمان سازی وزیباسازی این مکان در نظر گرفته شده است.


برچسب ها : بوستان سفال, دفن, زیباسازی, بنیاد حفظ آثار
دوشنبه 22 خرداد1391 ساعت 14:33

براساس آخرین جلسات که در استانداری منعقد شد مقررگردید پیکر پاک دوشهیدگمنام در لالجین تشییع وتدفین گردد. 

 منتظر اخبار بعدی هستیم تا به اطلاع عزیزان رسانده شود.


برچسب ها : تشییع, تدفین, شهید گمنام, استانداری
یکشنبه 21 خرداد1391 ساعت 18:42
بعد از عملیات والفجر مقدماتی پیکر شهیدی را آوردند که شناسایی نشده بود. بدنش سالم بود اما هیچ نشانه ای نداشت. پس از مدتی او را در جوار آیت الله اشرفی در گلستان شهدا اصفهان به خاک سپردیم.
چهار سال گذشت. برای زیارت رفته بودم مشهد. یکی از دوستان مرا دید و بدون مقدمه پرسید: آیا در کنار مزار آیت الله اشرفی شهید گمنام دفن شده؟!
با تعجب گفتم: بله، چطور مگه!؟
دوستم دوباره پرسید: آن شهید در اواخر سال 61 به شهادت رسیده؟
با تعجب بیشتر گفتم: بله
بعد بی مقدمه گفت: آن شهید دیگر گمنام نیست!
تعجب من بیشتر شد.
او گفت: نام این شهید مهدی شریفی است!
بعد ادامه داد و ماجرا را به طور کامل تعریف کرد:
مادر این شهید خیلی به خاطر فرزندش بی تابی می کرده. شبی در عالم خواب می بیند که وارد گلستان شهدا می شود. در کنار مزار آیت الله فاضل هندی پله هایی در مقابل او نمایان می شود. از پله ها پایین می رود. بعدهم باغی در مقابل او نمایان می شود.
در باغ محفل نورانی علمای اصفهان برقرار بوده. آیت الله ارباب و خوانساری و... حضور داشتند. آنان را قسم می دهند که در مورد فرزندش او را کمک کنند.
مرحوم آیت الله خراسانی که سالها قبل از دنیا رفته به این زن می گویدکه مزار فرزند شما را آقای مکی نژاد می داند. به ایشان بگویید مزار شهید گمنامی که در جوار آیت الله اشرفی دفن کردید به شما نشان دهد. این مزار فرزند شماست!
وقتی از مشهد برگشتم سنگ قبر شهید گمنام را عوض کردیم. روی آن مشخصات شهید شریفی را نوشتیم.

راوی: عباس مشعل پور- آقای مکی نژاد
منبع: کتاب شهید گمنام


برچسب ها : مهدی شریفی, کتاب, اصفهان, اشرفی اصفهانی, گلستان شهدا
حاج عسکرعلی عسکری ،پدر بزرگوار وهنرمندشهید علیرضا عسگری به عنوان هنرمند نمونه صنایع دستی کشور معرفی شد.
بیست و دومین نمایشگاه و جشنواره بین المللی تخصصی و صادراتی صنایع دستی با معرفی هنرمندان برتر کشور در مرکز دائمی نمایشگاههای بین المللی تهران برگزار شد.

 به گزارش خبرنگار مهر، جشنواره و نماییشگاه صنایع دستی به مناسبت روز جهانی صنایع دستی در روز بیستم خردادماه با معرفی هنرمندان 31 استان کشور پرداخت.


در این مراسم از 31 هنرمند، پیشکسوت و صنعتگر تجلیل شد.
اسامی هنرمندان برترکشور بدین شرح اعلام شد:
استان همدان حاج عسگر علی عسگری سفالگری سنتی 70 سال سابقه
استان اصفهان رضا گوهری مهر در رشته قلم زنی فلز با 70 سال سابقه فعالیت
استان ایلام شنبه ذوالفقاری در رشته عبابافی با 70 سال سابقه
استان بوشهر علی اصغر دوستدار رشته ساخت ساز سنتی  42 سال سابقه
استان البرز دررشته سفال نقش برجسته، محمود صفری روشن با 53 سال سابقه کار(اصلیت لالجینی)
استان تهران حجت الله زرین کنگ در رشته علامت سازی 50 سال سابقه
استان چهارمحال و بختیاری یدالله نیکزاد قفل سازی سنتی 50 سال سابقه
استان خراسان رضوی زهرا محسنی سوزن دوزی 30 سال سابقه
استان خراسان جنوبی ابراهیم زکریا دباغی سنتی و تولید پاپوش 40 سال سابقه
استان خراسان شمالی عشرت کاوه نساجی سنتی 32 سال سابقه
استان خوزستان غلامرضا نقاش ، نقاشی سنتی و قهوه خانه ای 65 سال سابقه
استان زنجان غلامعلی رضایی چادردوزی 45 سال سابقه
استان سمنان محمد آقا ربیعی منبت چوب و مجسمه سازی 36 سال سابقه
استان سیستان و بلوچستان حوربی بی جمال زهی سوزن دوزی 20 سال سابقه
استان فارس ، پروانه قلندری، بافته های داری 30 سال
استان قم، حسین رئیسی صادقی منبت چوب 40 سال
استان قزوین اشرف حاتمی رودوزی سنتی 35 سال سابقه
استان کردستان توفیق شریعتی زیورآلات سنتی 25 سال سابقه
استان کرمان علی اشرف ناصری سعدی معرق چوب 20 سال سابقه
استان کرمانشاه سعید ذوالنوری سازهای سنتی 35 سال سابقه
استان کهکیلویه و بویراحمد بخشعلی رئوفی پور دستبافته های داری 13 سال سابقه
استان گلستان احمد آق زیورالات ترکمن 30 سال
استان گیلان محمد کاظم نوروزی بامبو بافی 55 سال سابقه
استان لرستان صدیقه مریدی ماشته بافی 37 سال سابقه
استان مازندران یحیی شاه نظری نمد مالی 60 سال
استان مرکزی علی غفاری تراش سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی 10 سال سابقه
استان هرمزگان فائقه عسگری رودوزی سنتی 18 سال سابقه
استان یزد رضا نوری زاده زیورآلات سنتی 29 سال
استان آذربایجان شرقی: بوقادیانس، رشته نقره 24 سال سابقه فعالیت
استان آذربایجان غربی: جواد درویش زاده ، منبت و ریزه کاری چوب، 27 سال سابقه
استان اردبیل : احمد زمان زاده فرد ، سفالگری ، 65 سال سابقه فعالیت

برچسب ها : حاج عسکر علی عسکری, هنرمند, نمونه, صنایع دستی, همدان
یکشنبه 21 خرداد1391 ساعت 11:44

داشت صبح مي‌شد. از ديشب كه عمليات كرده بوديم و خاكريز را گرفته بوديم داشتيم با دوستم سنگر درست مي‌كرديم. بسيجي نوجواني آمد و گفت: «اخوي من نگهباني مي‌دادم تا حالا، مي‌شه توي سنگر شما نماز بخونم؟»

به دوستم آرام گفتم: «ببين، از اين آدم‌هاي فرصت‌طلبه. مي‌خواد سنگر ما رو صاحب بشه.» آرام زد به پهلويم و به نوجوان گفت: «خواهش مي‌كنم بفرماييد.» از سنگر آمديم بيرون و رفتيم وضو بگيريم. صداي سوت … خمپاره … سنگر … بسيجي نوجوان …  شهادت...

دوستم مي‌گفت:  خيلي فرصت‌طلب بود!!


برچسب ها : فرصت طلب, سوت, خمپاره, اخوی, نماز
یکشنبه 21 خرداد1391 ساعت 10:7

مطلع شدیم که از آخرین کاروان شهدای گمنام(96نفر) که در مراسم سالگرد رحلت حضرت امام تشیع شدند،۴۰ تا ۵۰ نفر از لاله های پرپر این کاروان از لشکر ۳۲ انصارالحسین همدان بوده و از منطقه فاو عراق تفحص شده اند.

ظاهرا" قرار است تعدادی از شهدا در استان همدان ودر شهرستان های مختلف مانند تویسرکان، کبودرآهنگ ،بهار ومریانج و... تشییع شوند.

با پیگیری هاو در خواست هایی که از سال های قبل نیز برادران در گروه سیره تفحص آثار شهدای لالجین داشته اندوقول همکاری از طرف نهادهای ذی ربط در شهرمان ،امید است با دعای همشهریان عزیزپیکر یکی از ستارگان آسمان گمنامی امام زاده عشقی باشددر دیار خاک وهنر.

به امید این که میزبان خوبی برای شهید گمنام باشیم وآرامگاه معنوی شهید ما را هدایت نماید انشاالله.


برچسب ها : انصارالحسین, تفحص, فاو, کاروان, امام زاده
شنبه 20 خرداد1391 ساعت 20:35
یاد همه شهدای شهر من وتو بخیر باد؛به صلواتی روحمان را بایادشان شاد کنیم

از راست: شهیدتوکل فخاریان، برادر ناصرصمدی،شهید عرب علی به جامه،شهیدامیر حسینقلی پور


برچسب ها : شهید حسین قلی پور, شهید فخاریان, شهیدعرب علی به جامه
شنبه 20 خرداد1391 ساعت 19:4

از خاطرات حاجیه خانم نیک دوز،مادر شهید سیدعلی دوامی

"سیدعلی 15سالش بود،بار اول که میخواست برود جبهه ،آمد برای خداحافظی...

سخت بود خوب،ماشاا...برو رویی هم داشت.گفتم مادر من حرفی ندارم ولی اگه میخوای بری، قول بده  بجنگی!باید خیلی خوب بجنگی!

من نمیخوام بچم گوشت جلوی توپ بشه ...باید بری آنقدر از دشمن بکشی که وظیفت رو ادا کرده باشی ..."

همین طور هم شد سید علی شش سال جبهه بودو بارها برای شناسایی تا عراق هم رفته بودو...

شادی روح مطهر شهید دوامی صلوات



برچسب ها : شناسایی, جبهه, خداحافظ

توفیق یار شد و در اخرین شب مراسم محفل جوانان عاشورایی حضور داشتم...مراسمی که بمناسبت حضور خانم نیک دوز مادر شهید سید علی دوامی برگزار شده بود.

اولین چیزی که توجه را جلب می کرد تزیینات جالبی  بود که در مسجد جامع شهر کار شده بود .

مراسم بمناسبت ایام زینبیه بود وشعر زیبایی که روی بنر نوشته شده بود دل را می لرزاند.

با خیمه های سوخته معجر درست کرد           ممنون ابتکار درخشان زینبیم

 ساعت ده گذشته بود وچند کلیپ زیبا پخش شد...والبته به حاضرین در مراسم اضافه می شد(اگرچه همیشه در حسرت حضور به موقع وشروع سر وقت مراسمات شهرمان هستیم)کلیپ ها به زیبایی انتخاب شده بود وگریه های حاضران در گوشه وکنار مسجد موید همین نکته بود.

مداحی وعزاداری برادر میرزایی نیز نمکی بود برای مراسم شهید دوامی وپس از عزاداری پرشور وبسیجی وارجوانان عاشورایی، مادر شهید ، به روی سن رفتند .

حاجیه خانم نیک دوز از صبح چند جلسه صحبت کرده بودندو خسته هم بودند،مخصوصا جلسه خواهران که عصربودو فرصتی می خواهد برای نوشتن.

...کاش بودید وخود می شنیدید...کاش همه مردم می دیدند صفای شهدا را، کاش این رابطه عاطفی وزیبا بین یک مادر وپسر را میشد به تصویر کشیدو کاش ما باور کنیم شهید زنده است وکوچک ترین دغدغه های مادر را درک می کند وپاسخ می دهد.

لحظات پر شوری بود وافسوس که زمان می گذشت وتنفس در میان فضای پرشور بزم حضرت زینب(س) رو به اتمام بود.

خاطرات قبل وبعد از شهادت این شیرزن شنیدنی است واگر عمری باقی بود انشاالله برایتان خواهم گفت.

حضور امام جمعه عزیز نیز در مراسم جالب بود ، والبته ایشان همواره با حضورشان کار را برای امام جمعه بعدی تاحدی سخت کرده اند!!

در پایان برنامه قرعه کشی برای سفر کربلا انجام شد که  از بین اعضا وشرکت کنندگان دائمی محفل  یک نفر به صورت هدیه مسافر کربلا خواهد شدوالبته این قرعه کشی به نیت دوازده امام معصوم ، برای یازده بار دیگر انجام خواهدشد.

قرعه را خانم نیک دوز برداشتند و برادر پور شعبانی از نوجوانان فعال پایگاه بسیج شهید بهشتی، انتخاب شد ، انشاا... که توفیق حضور در بهشت روی زمین وکربلای معلی را داشته باشد.

از دیگر برنامه ها امضای طومار نامه وعهدنامه با شهید سید علی دوامی بود که با ازدحام جمعیت روبرو گردید وهمه عاشقان شهید وشهادت چه عهد ها که با این عزیزشهید نبستند!

مجلس تمام شده بود...به همین زودی وزیبایی!ومن با خود فکر می کردم مبادا مادر شهید از خود بپرسد در این شهر ودر این مسجد ومراسم پرشور مسولین کجاهستند؟بخشدار وشهردار و...چرا حضور ندارند؟ وشاید...بگذریم وکار به معقولات!نداشته باشیم.

دست مریزاد میگوییم بر بسیجیان مخلص شهرمان ، واقعا دست تمام دست اندرکاران وزحمت کشانی که این برنامه های جالب وشایسته را برگزار کردند درد نکند واجرشان با شهدای والامقام ایران اسلامی.  یا علی مدد

 


برچسب ها : مسافر کربلا, هدیه, مسجدجامع, بسیجی, عاشورایی

سلام بر زینت پدر!

سلام بر حسین در قامت تانیث!

سلام بر عالمه غیر متعلمه!صدیقه صغری وزینب کبری!

وسلام بر زینب کوچک که ام ابیهایی شدبر علی ومحرم اسرار حسن!

سلام بر مفسر قرآن کوفه وعارفه حادثه کربلاکه پس از آن همه داغ وظلم که طاقتی زینب وار می طلبد،فرمود:هرچه بود زیبایی بود ولاغیر!

وخوشا بر ماکه چنین ستارگانی داریم ، آل علی(ع)همه اینگونه اند، یکی از یکی بهتر ،وامیدمان بر شفاعت زینب است.چون که حسین  را دوست داریم وحسین جان زینب است.


برچسب ها : زینب کبری, آل علی, حسن, مفسرقرآن, زیبایی
سه شنبه 16 خرداد1391 ساعت 14:41

امروزهم یکی از روزهای خوب لالجین است، چرا که هم عده ای از مردان وزنان  مومن لالجینی توفیق حضور در اعتکاف را دارند وبه معبود نزدیک شده اند (که البته گفتن از اعتکاف فرصت ومجال دیگری می خواهد)،عبادات همه عزیزان قبول باشد.

وهم این که امروز لالجین میزبان مادر شهید بزرگوار سید علی دوامی است .البته خانم نیک دوز خواهر شهید هم هستندوجهت روایت خاطرات از شهدا تشریف آورده اند.

مراسم استقبال از این مادر مکرمه امروز سه شنبه از ساعت 17:30 در مزار شهدای لالجین آغاز خواهد شد.


برچسب ها : اعتکاف, عبادت, قبول, مزارشهدا
دوشنبه 15 خرداد1391 ساعت 8:19

"آرزو می کنم بری نجف ،عاشق امیرالمومنین، آقام علی بشی وبرگردی،

آرزو می کنم این عشق ومحبت رو همیشه داشته باشی واز دست ندیش.

آرزو می کنم هیچ چیز رو با عشق حیدر کرار عوض نکنی ومحبت آقا مانع از انجام هر گناهی بشه."

یکی از دوستان به قول معروف باحال! این جملات رو برام پیامک کرده بود..راستش انقدر به دلم نشست که فکر کردم برای همه مخاطبان ستاره های خاکی مفید خواهد بود.امیدوارم همگی باهم بریم نجف وعاشق آقا بشیم .  آمین

سیزدهم رجب روز میلاد حضرت علی(ع) است .روزی که حضرت فاطمه بنت اسد مولود زیبای خویش را در خانه کعبه در آغوش گرفت وبنابر روایات وارده ،رکن یمانی کعبه ترک برداشت ومادر وفرزند از بیت الله خارج شدندو...


  میلاد سراسر شور ونور وبهجت وسرور، تولد وصی پیامبر رحمت،

  مولای متقیان وفخر مسلمانان بر همگان مبارک باد  

 


برچسب ها : نجف, امیرالمومنین, فاطمه بنت اسد, پیامک, حضرت علی
یکشنبه 14 خرداد1391 ساعت 9:10

سالروز رحلت جانسوز خمینی کبیر(ره) بر امت مسلمان جهان تسلیت باد.

قطعه ای از حضرت آقا در ارتباط با غزل معروف"من به خال لبت ای دوست گرفتارشدم"حضرت امام روح الله:

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی              تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی 
تو که فارغ شده بودی ز همه جا و مکان            دار منصور بریدی همه تن دار شدی 
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر         ای که در قول و عمل شهره بازار شدی 
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی             وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی 
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست                      امت از گفته دربار تو هشیار شدی 
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی                       دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی 
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم                  ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی


برچسب ها : توکه خودخال لبی از چه گرفتارشدی, منصور, مسجدومدرسه, دم عیسی
شنبه 13 خرداد1391 ساعت 22:23

سید علی دوامی به سال  1346 در ساری متولد شد. سید علی 21 سال بعد ، به سال 1367 در منطقه عملیاتی شلمچه ، در لباس سربازی نهضت حضرت روح الله بال در بال ملائک گشود. او در زمان شهادت ، جانشین فرماندهی گردان مسلم ابن عقیل از لشکر 25 کربلا را بر عهده داشت.
بی شک زندگی کوتاه این شهید عزیز ، سرشار از نکته های آموزنده و جالب توجه است اما تنها یکی از آن ها است که سید علی را در میان اهل دنیا شاخص تر از سایر همرزمان شهیدش می کند. او در 21 رمضان به دنیا آمد و در 21 رمضان به شهادت رسید. نامش هم «علی» بود. بعضی ها اعتقاد دارند ، این که در زمان شهادت هم 21 سال داشته است ، حلقه دیگری از همین نشانه ها به حساب می آید.الله اعلم.
روحمان با یادش شاد، شادی روحش صلوات

عکس مربوط به ساعاتی بعداز شهادت می باشد

برچسب ها : رمضان, ساری, لشکر 25 کربلا, اعتقاد


به همت محفل جوانان عاشورایی لالجین برنامه های جالبی  در راستای تکریم از خانواده های شهدا واحیای ارزش های دفاع مقدس برگزار می شود..

این برنامه ها در طی دو روز وبا حضورحاجیه خانم نیک دوز ، مادربزرگوار  شهیدسید علی دوامی که از خطه شمال کشور تشریف آورده اند برگزار می گردد.

خاطره گو: حاجیه خانم نیک دوز

مداح مراسم: برادر مصطفی میرزایی

برنامه عمومی(برادران وخواهران):چهارشنبه وپنج شنبه 17 و 18 خردادماه بعداز نماز مغرب وعشا در محل مصلی نماز جمعه

بر نامه ویژه خواهران:  پنج شنبه 18 خردادماه ساعت 5 بعداز ظهردر مسجدجامع



نفر سمت چپ سردار شهید سیدعلی دوامی

برچسب ها : سید علی دوامی, محفل جوانان عاشورایی, مصطفی میرزایی, خانم نیک دوز
شنبه 13 خرداد1391 ساعت 3:48
ستاره های خاکی شهر ما؛

از راست:شهیدان عرب علی به جامه،محمود دهله ای،رضافخاری

                                                                                              شادی ارواح مطهرشان صلوات


برچسب ها : عرب علی به جامه, محمود دهله ای, رضا فخاری, ارواح
شنبه 13 خرداد1391 ساعت 3:15

بسیجیان عزیز وفعال پایگاه مقاومت شهید راهپی شهرمان، در یک ابتکار جالب ،برگه هایی را امروز در بین نمازگزاران جمعه پخش کردند.

محتوای برگه ها کدهای پیشواز تلفن های همراه با نوای دلنشین امام خامنه ای بود که جملات کاربردی ومهمی  در موضوعات مختلف پخش می کند. ضمن تشکر از این عزیزان کدهای مذکور تقدیم می گردد:

 ۳۰۳۷۴= تولید ملی

۳۰۳۷۳= پیشرفت

۳۰۳۷۱= خودسازی جوانان

۳۰۳۷۰= قرن اصلاح

۳۰۳۶۹= احتیاج به چند چیز


برچسب ها : شهید راهپی, تلفن همراه, کد پیشواز, خودسازی
شنبه 13 خرداد1391 ساعت 3:5

بمناسبت آغاز بیست وسومین سال امامت ورهبری حضرت ماه،


برچسب ها : حضرت ماه, رهبری, امامت